گورستانها و آیینهای سوگواری در لرستان (2-2)

سنگ های به نرمی شعر و پایداری خاطره .

 آنچنان که پیشترنیز گفته شد بیشتر نگارهاری بر روی این سنگ گورها برگرفته از طبیعت و زندگی روزمره هستند . نگاره های مانند بزکوهی ، اسب ، کوه ، رود ، خورشید ، صحنه های کوچ ،‌ شکارگاه ،‌ آیینهای سوگواری ، افراد حاضر در آیین سوگواری ، نوازندگان محلی ،‌ مراسم عروسی ، دار قالی ، آیینه و ...

اما آیا این نگاره ها دارای معنی و مفهومی هستند و بر اساس اصولی در کنار هم چیده می شوند و یا تنها برای آراستن و زیبا کردن سنگ گور به کار می رفته اند و هیچگونه درون مایه ای نداشته اند ؟ و چنانچه این نگاره ها دارای مفهومی هستند . این مفهوم و یا مفاهیم چیستند و از کجا تاثیر پذیرفته و سرچشمه می گیرند ؟
پرسش و پژوهشی بود که به آینده ( نوشتار کنونی ) افتاد و این چیزی است که ما در دنباله همین جستار به آن خواهیم پرداخت .

شیوه و شرایط زندگی پیشینیان ( نسبت به زندگی امروزی ) دنیای پر رمز و راز و بسیار عمیق را برای آنها ساخته بود . و این محیط زندگی و شر ایط زیستی به ایشان دیدی عمیق و کنجکاو داده بود ، دیدی که از بالا و بسیار کلی و فراگیر می دید . بگونه ای که ایشان برای هر گونه رفتار و رخدادی که شاهد ان بودند یک تفسیر و تاویل ویژه داشتند . و بیشتر به کنه مطالب و رویدادها و گفتار و ... می اندیشیدند و می نگریستند .
ایشان چون ( مانند زندگیهای امروزی ) هر آن با حجم انبوه اطلاعات ( از هر نوع علمی ، هنر و ... ) تازه و نوین روبرو نبودند .دچار سطحی نگری و ظاهر بینی های رایج امروز نبودند و بیشتر به باطن می نگریستند .و به هرچیز با دیدی غیب بین و عمقی و ورایاب می نگریستند . و با دریافت اطلاعاتی ورودی بسیار اندکی که از پیرامون خود می گرفتند دریافتها وتفسیرهای فراوانی را بدست می دادند .
این شیوه زندگی مرز میان دنیای ملموس و واقعی ، و دنیای غیر ملموس و انتزاعی را بسیار کم رنگ کرده بود . بگونه ای که شاید بتوان گفت برای ایشان بین این دو دنیا تفاوتی نبود .حتی شاهد آنیم که این عمیق نگریستن به دنیای پس از مرگ انسان و جهان آخرت نیز تسری پیدا می کند . لذا شاهد آنیم که برای ایشان مقوله های مانند هنر ، دین ، زندگی ، فرهنگ ، زبان ، صنعت و ... در هم می آمیزند . بدانگونه که می توانیم در جای جای زندگیشان هنر و کاربرد آن را ببینیم . فرهنگ و آداب و رسوم را گوشه گوشه سخن گفتن و هنرشان ببینیم ، ابزار و مایحتاج شان همان اندازه که صنعتی ساخته می شوند یک اثرهنری نیز هستند و ....
پس بدیهی است که چنین مردمانی با چنین شیوه زندگی و دیدی به زندگی از کنار هیچ چیز سطحی و بی تفاوت نمی گذشته اند . و برای هر رفتارو کاری قوانین و دلایل و شیوه های کاملا تعریف شده داشته اند . و سنگ گورها هم به عنوان گوشه ای از زندگی و محیط اطراف شامل این قوانین می شده . بنابراین ، نگارهای سنگ گورهای منقوش ، با هدف نمایاندن مسایلی و بر اساس قوانین و اصولی کنار هم قرار می گرفته اند و کاملا دارای مفهوم ویژه خود بوده اند . و به هیچ وجه ، با هدف تزیین و زیبا سازی به کار برده نمی شوند .

اما این مفاهیم و اصولی که بر روی نگارهای سنگ گورها تاثیر می گذارند . چیستند و از کجا سرچشمه می گیرند ؟

شاید اگر بخواهیم کوتاه و بدون شرح و بسط بگوییم بهترین پاسخ انست که
" از زندگی انسانها "
همانگونه که می بینید ، پاسخ این پرسش در عین کوتاهی بسیار سخت تر و فراگیرتر از پاسخ پرسش پیشین است .
چه در این پاسخ سوای دید هنری و سبک حجاریها می توان ردپای ادبیات ، دین ، آیینها ، زندگی روزمره ، رویدادهای زندگی ، پیشه و شغل متوفی ، مراسم خاکسپاری ، اندیشه بازماندگان و دیگر مردم نسبت به شخص درگذشته ، مقام اجتماعی او و بسیاری چیزهای دیگر را دید و برداشت کرد . و ما بهتر از واژه " زندگی " واژه دیگری نیافتیم که تمامی هرآنچه که در بالا برشمردیم و آنچه را که نام نبردیم در خود جای دهد و پوشش دهد . برای روشنتر شدن موضوع ما فهرست وار و بسیار کوتاه به بیان چندی از تاثیرگذارترین عواملی که با این نقشها ارتباط دارند می پردازیم . پیش از بررسی بایسته یادآوریست که ممکن است این عوامل گاهی همه با هم و گاه به تنهای بر نقوش سنگ گورهای نگاره ای تاثیر گذارند :
1-همخوانی و همانندی شگفت انگیز میان اشعار (بویژه تک بیتی های رایج در مویه ها ) لری با این نقوش . تا بدان پایه که به جرات می توان گفت هر یک از نقوش حجاری شده بر روی هر یک از سنگ گورها تجسم و تصویری از یک یا چند واژه از یک یا چند شعر می باشند و بلعکس .
برای نمونه ارتباط برخی از ابیات تاثیر گذار مویه را با تجسم و تصویر آنها بر روی سنگ گورهای منقوش را بررسی می کنیم :

مویه لری :

زین و بلگت بیلم یا بفروشم
Zin o balget beilem yA baferoshem

بی مش برگ عزا هف سال بپوشم
Beamesh barge azA haf sAl baposhem

برگردان فارسی :
(خطاب به درگذشته) زین و برگ و یراق سوارکاریت را پس از خودت نگهداری کنم یا آنها را بفروشم ؟
و با پولشان رخت و لباس سیاه خریداری نمایم و هفت سال آنها را بپوشم و برایت عزا داری کنم ؟

مویه لکی :

یه نیله کییه ها وه کولی زینه وه
Ya nila kiya hA va koly zina va

تفنگ قطاره ها وه خی نه وه
Tefang qetAra hA va khinava

برگردان به فارسی :
این اسب نیل زین کرده بی سوار از آن کیست
که تفنگ و قطار فشنگ ، خون آلودش نیز بر آن است

که یاد آور نقوشی همچون کتل (kotal)* ، صحنه های سوارکاری ، شکار و نبرد ، کلیه مراسم پرسه ، سوگواری بازماندگان (بویژه همسر و خواهران و مادر) فرد درگذشته بر روی سنگ گورها می باشد .

مویه لری 1 :

سر کشیم وو دیوه خوو** بووه مه دی یم
Sar kashim vo divekho boua me di yem

چی افتآوه کره کمر زونی بری یم
Chi aftAve kere kamar zoni bori yem

برگردان به فارسی 1
به دیوان خانه و مهمانخانه سرکشی کردم ، پدرم را همچون آفتابی که در مغرب غروب می کند نا توان و رنجور و تیرخورده دیدم ، زانوانم سست شد و بر زمین افتادم

مویه لری 2 :

افتآوه لوه بونی هی حا به شینه
aftAve lua boni he hA bashina

قصه حه رر که خوو ارو می حا به میره
Qusa hareka khoaro mihA bamira

برگردان فارسی 2 :
آن آفتاب که لبه بام بود بر آن است تا از دیدگان پنهان شود
آنکه غم خوار و یاور خواهرانش بود در حال مرگ است .

مویه لکی :

چی هو ور آزآ حیز که چی مونگ له هوآ
Chi houvar Avar hiz ka chi moung la havA

دآخ وه دل بین ، ارآ خآک وه مئ وآ
dAkh va del bin , arA khAk va mavA

برگردان به فارسی
همچون خورشیدی تندرست و نیرومند برخیز و ماه آسمان شو
داغ تو در دل ما نشست ، چرا در زیر خاک خانه گزیدی؟
این دو قطعه شعر ، یاد آور نقش خورشید (نماینده فرد درگذشته می باشد) در حال غروب هستند. که در بیشتر این گونه سنگ گورها به چشم می آید .


مویه لری :

قه لونی پر به کم دء آو بآرو
Qaluni por bakem de Ave bAru

ده مآ ده م چآق می کم سی ده س برآرو
Da mA dam chAq mikem si das berAro

برگردان فارسی:
قلیانی را با آب باران پر خواهم کرد
ودم به دم آن را برای دوستان چاق و افروخته خواهم کرد

که نقش قلیان و چائی و دیگر وسایل پذیرایی رایج در مراسم سوگواری بر روی سنگ گورها در ذهن متبادر می کند .

 
مویه لری :

اسپی کوو کش مات منه دو ده دنگ برنو
Espi ku kesh mAt mana do danhge bernu

کوگ و کل قل میزنن ده مینه او کوو
Kog ou kal qol mizenan de mineh o ku

برگردان به فارسی :
در سپید کوه دیگر صدای تفنگ به گوش نمی رسد
در آن کوه کبک و بزکوهی بسیار فراوان شده اند


مویه لکی :

بورن بلگی بپوشن چوین دآوآر
Bouren balgi beposhen chuin dAvAr

دومآ براهم کی بچینه شکار
domA bera ham ki bechina shekAr

برگردان به فارسی :
بیایید تا رختی به سیاهی به رنگ چادرها بپوشیم
پس از مرگ برادرم چه کسی همچو او می تواند به شکار برود ؟

که یاد آور نقوش صحنه های شکار ، فرد درگذشته بر روی سنگ گورها می باشد . نکته جالب اینکه حک کردن نقوشی مانند کبک و بزکوهی به تعداد زیاد شاید به گونه ای تصور و تجسم بیت دوم اشعار بالا باشد . که پس ازمرگ شکارچی با چنان ماهرتی ، دوباره شکارها (کبک و بز کوهی و .. ) را می توان به وفور در کوهها دید .

2- حوادث و رخدادهای مهم زندگی فرد درگذشته
حوادثی همچون سفرهای زیارتی ، ازدواج ، تولد ، جنگها ، مرگ ، کسب افتخارات و ... که می توان آنها را به وفور در میان این سنگ گورها دید .

3- هنرها ، مهارتها ، افتخارات ، مقام و منزلت ، ویژگیها فرد درگذشته
نقوشی همچون قلم ( نشانه اهل علم و دانش) ، مهر و تسبیح ( نشانه دینداری و احیانا تشرف به سفری زیارتی ) ، دار قالی ( برای زنان قالی باف ) ، تفنگ و اسلحه ( جنگ آوران . شکارچیان ) ، آیینه - شانه دو سویه (برای زنان) ، قیچی – نخ وسوزن ( برای زنان دوزنده) ، شانه یک طرفه ( برای مردان ) ، شخصی سوار بر اسب ( سوارکار ماهر ) ، جمعی از سوارکاران که اندازه یکی از آنها بزرگتر از دیگران است (سرکرده ، فرمانده ، بزرگ قوم و.. ) ، سواری که کسی دهنه اسب او را در دست دارد و یا سواری که که چند تن پیاده کنار او ایستاده اند ، و یا کسی که بر سر او چترو سایبانی قرار دارد (کسی صاحب مکنت و مقام ) ، ظروف واسباب و سامان خانه (برای افراد متمول و دارای جاه و حشمت ، و یا زنان کدبانو ) ، چکش ( آهنگران ، صنعت گران ) ، داس ( کشاورزان ) و ...

4- اطلاعاتی در مورد خانواده فرد در گذشته
تعداد پسران (به تفکیک ازدواج کرده و مجرد ) ، تعداد دختران (به تفکیک ازدواج کرده و مجرد ) و ...

" سنگ گورهای تندیسی " جستار پسینی است که به آن خواهیم پرداخت

شاد زییود و سربلند هماره روزگاران
خرم و آباد بادا برنزستان
تندرست و در پناه یزدان پاک بادا
ایرانی و ایران پرست

* کتل (kotal ) : اسب متوفی که سیاه پوش شده و البسه و تفنگ و برخی دیگر از وسایل متوفی را بر آن می گذارند .

** دیوه خوو (diveh kho) : دیوان خانه ، مهمانخانه ، بیرونی ، اطاق و یا بخشی از خانه و یا سیاه چادری اندکی دور تر از محل سکونت خانواده برای پذیرای از میهمانان بویژه میهمانان مرد و غریبه ها

/ 8 نظر / 109 بازدید
مهدي

سلام متی لرم وبه خوبی داری

reza khoram abadi

من به اين می انديشم !! که شما چه حوصله و پشت کاری داری که می شينی اين همه می نويسی که فکر تایپ اين همه مطلب برايم سخته چه رسه به تحقيق و در گير اوردنش . در پناه حق موفق باشی .

ابراهيم

سلام لطفا خبر برگزاري همايش را پوشش بده و نقد ونظرت براي برگزاري بهتر ان..ممنونتم برار

نوبت عاشقی

خوشحالم که در مورد خورموه می نویسی من لرستانی نیستم ولی خیلی شیفته زاگرسم لرستان ایلام کرمانشاه ...

ممم

لطفا فایل صوتی این اشعار را بگذارید

هاجرمریدی

سلام.ممنون از مطالب ارزنده تون.

محسن

سلام دوست عزیز. متن بسیار قشنگی بود. واقعا ممنون میشم اگه چند تا از این مویه های لری رو واسه من ایمیل کنید. برای یه کار تحقیقاتی میخوام. ممنون و سپاسگزار.