«لک» هویتی مشخص و راسخ یا نامشخص و مناقشه برانگیز؟

 *وهاب کریمی

در وب‌گردی‌های خود بارها به مطالبی در خصوص مردمان لک زبان برخوردم که من را عمیقاً به فکر وامی‌داشت. این مطالب گاه من را خوشحال و گاهی نیز ناراحتم می‌ساخت. وقتی از افتخارات و تاریخ پربار و بسیار غنی لک تباران می‌خواندم لذت می‌بردم و به لک تبار بودن خود افتخار می‌کردم ولی وقتی می‌دیدم  و می‌بینم که عده ای با ارایه مطالب نادرستی در مورد هویت تاریخی  لک زبانان تمایلات شخصی خود را ارضاء ولی شاخه تنومندی را از درخت خود جدا می‌کنند، بسیار اندوهگین می‌شوم.

 مطالبی با این عنوان‌ها «هویت مناقشه برانگیز لک‌ها» یا «لک‌ها:کرد یا لر؟»و عناوینی شبیه این‌ها. نویسندگان این مطالب حتی اگر با  نیتی خیر قلم به دست گرفته باشند (که گمان من این است بسیاری از آن‌ها همین گونه‌اند)   باید بدانند که نتیجه عمل آن‌ها در راستای نیتشان نخواهد بود. به این دوستان و هم‌تباران عزیز با ید گفت که هویت قومی لک زبانان  سال‌هاست که مشخص است. وقتی بابا لره لرستانی لک تبار در قرن دوم هجری نام پرمعنا و هویت بخش «لره لرستانی» را بر خود نهاده است از همان موقع هویت لک تباران مشخص بوده است اگر هویت تباری و قومی او نامشخص و یا مناقشه برانگیز بود همان زمان به پیروی از پیر و راهبر خود «بهلول ماهی» کرد تبار که بسیار مورد احترامش بود و تعلق عاطفی زیادی به او داشت، خود را کرد می‌خواند یا وقتی مورخان دربار کریم خان زند او را  از «طایفه لک که از قوم لر می‌باشد» معرفی می‌کردند  اگر  او برای خود هویت لری قائل نبود حتماً دستور اصلاح می‌داد.

اگر شاه خوشین، خان الماس، بابا رجب، بابا نجوم و ...هویت لری نداشتند  هیچ وقت نام لرستانی را بر خود نمی‌نهادند چون «لرستان» وجه تسمیه دارد و مشخص کننده تبار است. باید به این دوستان گفت شما با ایجاد شک و تردید در هویت قومی لک زبانان  و مناقشه برانگیز خواندن آن به تاریخ چند صد ساله لک‌ها  توهین می‌کنید چون فقط مردمان بی ریشه  ، بی  تاریخ  و بی شناسنامه هویت مناقشه بر انگیز دارند نه لک زبانانی که ریشه در تاریخ ایران، ماد و لّر دارند. به این عزیزان باید گفت که مردمان لک یکی از اصیل‌ترین مردمان آریایی ساکن در غرب ایران هستند. تاریخ و تبار لک‌ها   به دلیل ریشه های فرهنگی و تاریخی آنان کاملاً  مشخص بوده و است. مردمان لک زبان  تازه سر از تاریخ برون نکشیده‌اند که هویت آن‌ها را تازه بخواهیم مشخص سازیم و به دیگران بشناسانیم.

به طور خلاصه در این رابطه باید گفت هویت قومی لک زبانان مناقشه برانگیز نبوده  و لرتبار بودن آن‌ها از بدیهیات بوده و ریشه کامل تاریخی دارد ولی شما می‌خواهید آن را  نا مشخص و مناقشه برانگیز جلوه دهید.

برگرفته شده از : http://lori-shomali.blogfa.com

/ 9 نظر / 93 بازدید
لر

بسیار زیبا بود لر عزیز. متأسفانه امروزه بعضی از لک زبان ها از سر نادانی و همین طور به دلیل اهانت هایی که به قوم اصیل لر میشه قصد دارن خود را غیر لر بدانند. اکثر این افراد تفاوت زبان خود را دلیل بر غیر لر بودن خود می دانند در صورتی که مقایسه زبانی در مرحله ی آخر یه مقایسه در مورد اقوام و ملت هاست. تمام چیزهای لک ها و لرها به جز زبان یکیست.

مراد

نویسنده ی این مطلب کیست ؟ وهاب کریمی ؟ وهاب کریمی کیست ؟

حمید رضابیرانوند

نوشته بسیار خوب است یادآوری می کنم افتخارتاریخ لرستان به قوم کاسیت می باشد که پیدایش هنر فلز کاری وموسیقی ازافتخارات این قوم است که اصالتا" لک بوده اند. .

حمید رضابیرانوند

بسیار خوب است . افتخار قوم لک تاریخ لرستان است ،قوم کاسیت در منطقه کاسیو بیران شهر به ظهور رسیده است .

رضا

تنها شباهت لک و لر استانشونه و قدمت لکی ام بیشتر از لریه

عبداله

سلام من با دیدن این متن ناراحت شدم! اصن مهم اشست که لکها لر هستند یا کرد یا هیچ کدام؟! ما همه ایرانی هستیم و حتی ایرانی بودن نیز افتخار نیست! انسان بودن افتخار است! چیزی که انسان در آن نقشی ندارد مانند رنگ پوست و ملیت و ... جای افتخار ندارد. یکم با دید باز به تماشای جهان بنشینیم. انسان بودن! با تشکر سپه وند.

احسان

با سلام واقعا واسه اقا رضا و اقا حميد و همه امثالشون متاسفم كه لك لك ميكنند من خودم از طايفه بيرانوندم (سپه) از همتونم لكيم بهتره. زبون لكي زيباست ولي 3 هزار ساله كه من لرم و افتخار ميكنم كلا بسته به موقعيت جغرافايي زبون ما لرام تغير ميكنه مثلا در بروجرد و ملاير وره شي وره شي ميكنن...(همجواري با زبون همداني) در اليگودرز خوس خوس ميكنند...(گويش بختياري) در درود بيشتر بالاگريوه صحبت ميكنند... در كوهدشت و نور اباد با توجه به همسايگي با ايلام و كرماشان لكي سرتونو درد نيارم هممون در كل لريم به نظر من خيلي بهتره كه هممون با يه زبون واحد (لري خرموا) صحبت كنيم تا اينكه به زبون استاناي اطراف كه اصالتشون رو فراموش كردن و خودشون رو يه چيز ديگه ميدونن در كل درده همتو و جونم راستي سعي در اتحاد داشته بوييد نه تفرقه

نيما

احسنت من هم يك لك هستم و افتخار ميكنم به لر بودنم