« دارالتربیه ی عشایری » یا « دارالحربیه ی رضاخانی » ؟ (2 )

... با آنکه خرم آباد مرکز لرستانیان و به مثابه شاهرگ نظامی و مامن امن ایشان بود ، و از دست دادنش ، برای ایشان ، بسیار تلخ و ناگور بود . اما فتح این شهر به هیچ روی به معنای فتح تمام لرستان نبود ، و قوای دولتی تا سالها بعد همواره در نقاط مختلف در گیر ، زد و خوردهای پراکنده و فراوان نظامی با ایشان بودند . و این روند -  نبرد ، دستگیری ، کشتار و تبعید – تا سالهای متمادی ادامه داشت . زیرا هر روز و در پی تجاوزات و حملات و جنایات مکرر اشغالگران ، کینه و انزجار بازماندگان ، این نبردهای فرسایشی و خانمانسوز ، نسبت به قوای دولتی بیشتر و بیشتر می گردید .

البته ایشان  - همچون پدرانشان – اینرا نیز خوب می دانستند که ، هرگاه پای بیگانگان به این سرزمینهای ثروتمند و پر برکت  باز شد . بجز فتنه و نفاق و بدبختی و آشوب و جنگ و خونریزی و آوارگی و خانه بدوشی چیزی عاید ایشان نمی گردد . اینبار نیز پای نفت و راه آهن و جاده ی خوزستان به مرکز و کمپانی انگلیسی لینچ و ... در میان بود ، و حفظ امنیت و گسترش رفاه و پیش بردن قافله ی پیشرفت تنها سرپوشی بود بر روی جنایاتی هولناک . بهانه ای برای قلع و قم کردن مرد و زن و بچه و پیر و جوان .

و باز هم اینان به فراست دریافته بودند ، که بجز کوههای همیشه استوار سرزمینشان ، تنها مانع سد راه این رویای مرکز نشینان همیشه طماع ، روحیه و فرهنگ آزادی و آزادگی ایشان است ، و اینبار دولت مرکز قلب هویت و فرهنگ ایشان را هدف قرار دهد و آنرا نابود سازد . زیرا با از بین رفتن آن فرهنگ و روحیه ی بزرگمنشانه و آزاده ساز دیگر کسی بیهوده خود را درگیر مسایلی خارج از نفع شخصی اش نمی کرد و مشکلی برای دولت بوجود نمی آورد . آنگاه در چنین جایی با مردمانی بی هویت گردیده و مسخ شده دولت مرکزی وقت می توانست به راحتی و بدون اینکه مشکلی سد راهش باشد به مطامع اش برسد  .

آری این مدافعان به خوبی دریافته بودند ، که سرنوشت مرگ و یا ماندگاری هویت و فرهنگ قومی به نام لر در این نبردها مشخص می گردد . نبردهای که چنانچه در آنها شکست بخورند ، نه تنها سرزمینهاشان را بلکه همه ی هویت و فرهنگشان را نیز از دست می دهند . ایشان اینرا نیز خوب می دانستند که چنانچه دست روی دست گذاشته و دست از مبارزه بردارند و سلاحهاشان را بر زمین بگذارند ، باز هم سرنوشتی جز اعدام و مرگ در انتظارشان نخواهد بود ، که در آن صورت نیز ، دیگر کسی نیست که برای حفظ هویت و قومیت شان تلاش کند و حاصل تلاش نسلها به ناگاه نابود می گردد .

پس بر آن بودند که تا پای جان در راه حفظ سرزمین آبا و اجدادی و فرهنگ کهنشان که نسلهای متمادی برای ساخت و حفظ و نگهداری آن تلاش کرده بودند بکوشند . و اینچنین بود که تا سالها پس از فتح خرم آباد ، زن و مردشان ، آزاد مردانه و لرانه با هر آنچه در دست داشتند و تا آخرین قطره ی خونشان رو در روی دشمن اشغالگر تا به دندان مسلح ایستادگی کردند .

از دیگر سو دولت ایران ، که این موضوع را احساس کرده بود و می دانست ، به این نتیجه رسیده بود که توسل به زور برای تسلط بر لرها پاسخگو نیست و حتی اثرات معکوسی را نیز در بر دارد . لذا بر آن شد تا برای تسلط بر اوضاع و رسیدن به اهدافش تدبیری دیگر بیاندیشد . به ناگهان و یک شبه چهره ی غضبناک دولت به چهره ی خندان و مهربان و دلسوز تبدیل شد و جنگ خاموش دولت مرکزی ایران بر علیه ی لرها آغاز شد . سیاستی که می توان مهمترین سر فصلهای اجرای آنرا به صورت زیر بر شمرد :

1-      بر هم زدن بافت فرهنگی ( با توسل به روشهای قدیمی همچون ، تبعید لرها به خارج منطقه  و وارد کردن مهاجرینی از دیگر اقوام و نژادها با بافت فرهنگی بسیار متفاوت به منطقه و پراکندن ایشان در میان لرها تحت عناوین مختلف )

2-      ترویج هویت و قوم گریزی ( مانند : به راه انداختن تبلیغاتی برای رواج دادن این فکر که تنها راه پیشرفت و مترقی شدن به فراموشی سپردن تام و تمام فرهنگ و آداب گذشته )

3-      نابود کردن و از بین بردن بزرگان قوم ، برای از بین بردن مراجع تصمیم گیرنده . ( عموما بوسیله اعدام و بعضا تبعید و ... )

 

و در راستای این سیاست کلی ، امیر احمدی پیشنهاد تاسیس «بزرگ ترین موسسه ی معارفی لرستان» با نام « دارالتربیه ی دولتی ی عشایر لرستان » را مطرح کرد . پیشنهادی که نام آن پوششی بود بر اهداف شوم زیر :

1- با ظاهری غیر خصمانه و به بهانه ی آموزش علم ، فرزندان بزرگان و خواص قوم لر را ، بمنظور سو استفاده از احساسات و محبت و علاقه ی بسیار زیاد لرها به فرزندانشان به عنوان نیرویی بازدارنده در برابر طغیانهای آتی ، به گروگان بگیرند . ( کر گروئی kor gerue ey)

2- تزریق و تلقین فرهنگ و ایده ی دلخواه و مد نظر دولت – با محوریت خوار داشت شاخصهای هویت قومی - ، به فرزندان و جانشینان بزرگان و خواص قوم ، به عنوان افرادی که در آینده الگوی عامه ی قرار خواهند گرفت .

3 – استفاده ی تبلیغاتی از ایجاد این موسسه ، برای توجیه کردن لشگر کشیها و خونریزیها و فجایع انجام گرفته توسط قوای دولتی و پنهان کردن اهداف اصلی که مد نظر دولت مرکزی ایران و اربابان بیگانه ی ان بوده است .

 

تنها نگاهی گذرا به نام افراد مورد تربیت !!! قرار گرفته ی در این موسسه خود دلیلی بسیار محکم و متقن بر اثبات این ادعا است . چه چنانچه قرار بود که این مرکز « دارالتربیه ی دولتی ی عشایر لرستان » باشد . چرا تنها فرزندان بزرگان و خواص لر از آموزشهای آن بهرمند شدند و دیگر فرزندان عشایر به فراموشی سپرده شدند ؟

ادامه دارد ...

برگرفته از

http://www.loor.ir/nuke/modules.php?name=News&file=article&sid=505

/ 2 نظر / 22 بازدید
ژاله

درباره قبرستان های خرم آباد از قدیم تا حالا بطور مفصل بنویسید ممنون / راستی دیگری در من به روز

بهمن

خاک پاک خرم آبادم به چشم و ديده است تا که خرشيد لرستان در جهان تابيده است