هرکسی بدرود آخر کار هر آنچه که کشت (1)

ویران شود این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، که بی صاحب است .

لعنت به این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، که دلسوز ندار است .

این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، جای رشد ندارد .

این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، استعداد آدم را نابود می کند .

نمی خواهند این شهر/ منطقه / استان/ قوم پیشرفت کند .

در این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، یک نفر نیست که کتابخانه احداث کند .

هر کسی که می توانست برای این شهر/ منطقه / استان/ قوم کاری بکند را ، زینجا رماندند .

فلان فلان شده ها کاری کرده اند که کسی در این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، نمی تواند قدم خیری بردارد .

و هزاران دیگر ، براین نمت جملات نقاد و شکوه های شداد ، را همۀ ما ، از اول صبح تا آخر شب ، در صف نانوایی ، درون تاکسی ، مجلس ختم عزیزی از دست رفته ، مراسم عروسی دوستی گرانقدر ، محل کار و خلاصه در گوشه و کنار این شهر/ منطقه / استان ، از زبان کوچک و بزرگ و پیر و جوان مردم می شنویم . گاهی با همراهی تصدیق می کنیم و گهی با اطمینان رد .

آخرین نمونه اش را که شنیده ام و می دانم و مطمئنم که با صفای دل و از سویدای جان بیان شده ، موضوع نبود موزه مطبوعات استان است و عدم پیگیری و همیاری و همکاری مسئولان استان با چنین کاریست . با آن که کوچکتر از آنم ، تا مهر تأییدی بر آن بزنم ، اما دست کم می توان برای آنکه ، این شدنی ، بشود  ، از هیچ کاری که در توانم باشد کوتاهی نکنم ، و نخواهم کرد .

درد دلهای بسیار دارم که شاید پیگیری مورد بالا توسط جناب آقای بهرام سلاحورزی بهانه ای شد برای " گله ای واشونی " . چون نمی خواهم زیاد مصدع وقت شما خواننده گرامی بشوم ، بسیار صریح و اینترنتی می نویسم . پیش از نوشتن هم تاکید می کنم که به هیچ وجه نه قصد اهانت به کسی ، و یا گروهی را دارم ، و نه قصد کم رنگ کردن تلاش های بزرگان و اساتید و مسئولان را . چه همه برایم محترم گرامی و سعی و عشق و تلاشهایشان برای این شهر/ منطقه / استان/ قوم / کشور و در راس همه این نظام مشکور . البته در اینجا روی سخنم با همۀ هموطنان و هم تباران گرامی و به علت آشنایی و شناخت بیشترم از شرایط به همشهریان خرم آبادی و هم استانیهای لرستانی است .



هیچ گاه منکر کاستیها و کمبودهای موجود نیستم و آنها را تأیید نمی کنم ، اما همیشه اعتقاد داشته ام که ، آدمی همواره در جایی ایستاده که شایسته آن است . همواره وقتی کسانی را دیده ام که استعدادهای بالقوۀ زیادی داشته اند ولی از آنها استفاده نکرده و در جایگاهی پایین تر از حد استعدادهای بالقوه شان ایستاده اند  ، همواره افسوسم بر خود ایشان بود و در وهله اول دلیل عدم ارتقاء را خود ایشان و در مراحل بعدی ، دیگر موارد دانسته ام . به نظر این کمینه همین مسئله را هم می توان درمورد این شهر/ منطقه / استان/ قوم / کشور بسط داد . به بیانی مختصر دلیل عمده عدم پیشرفت این شهر/ منطقه / استان/ قوم را باید در خود مردمان آن جستجو کرد . اما چرا ؟ و با چه برهان و دلیلی ؟ این چیزیست که در پی خواهد آمد .



به این دلیل که ، وقتی رفتار خودمان را می نگرم ، در کنار محاسن و حسنات بسیار ، ایرادات چندی نیز دیده می شود و این کاملا طبیعی است . البته به شخصه معتقدم که آن چه را ایرادات نامیدم ، در واقعه ایراد نیستند بلکه موارد هستند که باید به روز و اصلاح شوند . زیرا اگر ما می خواهیم  از پیشرفت های قرن حاضر بهره مند شویم ، اگر می خواهیم اقتصادی درخور زندگی آنچنانی که می خواهیم ، داشته باشیم ، بایستی رفتار ، منش ، جامعه و فرهنگی مهیا برای چنین آوردگاهی داشته باشیم . اگر انضباط اجتماعی و یا زندگی لوکس و مصرفی می خواهیم می باید نخست نظم اقتصادی ، اجتماعی  متناسب با آن را هم  به دست بیاوریم . نمی شود انتظار داشت که چراغ قرمز هوشمند بر سر چهارراه داشته باشیم ، اما فرهنگ رعایت چراغ قرمز را نداشته باشیم . خلاصه تر بگویم ، اگر می خواهیم چیزی را ( صرف نظر از اینکه آیا خوب است یا بد ، ) داشته باشیم . بایستی علاوه بر داشتن استحقاق آن ، حاضر به پرداخت بهای آن نیز باشیم .

ادامه دارد...

/ 3 نظر / 29 بازدید
علی رضا کرمی خرم آبادی

جعفر شهیدی از مفاخر و بزرگان ادب ایران زمین در سال 1297در شهر بروجرد به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بروجرد به پایان رسانید؛ سپس اندک مدتی را در حوزه علمیه قم در خدمت آیت الله آقاحسین بروجردی و سایر علما و مراجع به تحصیل فقه و اصول پرداخت.درگذشت این فرهیخته لرستان را تسلیت می گویم

دست زنده

پيام منو نمايش نده

بهرام سلاحورزی

سلام عزيز ممنون از مهر ورزيت . منتظر می مانم تا اخر مطلب زيبايت و بعد ... فقط خواستم بگويم منکه خود نسبت به بی تفاوتی عزيزان همشهری در ارتباط با مسائل فرهنگی معترض هستم نتوانستم نسبت به کار زيبايت بی تفاوت باشم . اما تا ان روز فقط يک نکته را مورد اشاره قرار ميدم وان زبانزدی لری است که ميگويد هر حونه ی گب ناره بيتره رو گبی سی خوش بخره