آش دما پوییز خرم آباد

یکی از رسوم کهن لرها ( بویژه در میان خانواده های ساکن منطقه خرم آباد ) که تا همین چند دهه پیش به پر رنگی هر چه تمام تر برگزار می گردیده پختن « آش پشت پا پوییز» یا « آش دما پوییز» در یکی از سه روز پس از « شؤ چله » یا همان سه روز نخست « اول قهار » می باشد . متاسفانه این رسم بدلایل فراوان - از جمله تغییرات زیاد بافت جمعیتی و به تبع آن دگرگونیهای فرهنگی که ناشی از میل بسیار به تجدد گرایی ! بیش از حد ، این خیل عظیم جمعیتی – در میان نسلهای کنونی ، سالهاست که به فراموشی سپرده شده است ، و دیگر به آن گستردگی – دست کم در شهر خرم آباد - اجراء نمی گردد و به صورت محدود و با اندک تغییراتی در میان خانواده های قدیمی و اصیل خرم آبادی اجراء می شود .

این رسم اینچنین بوده که ، در یکی از سه روز – بویژه در روز نخست -  فصل زمستان یا به اصطلاح محلی « اول  قهار » در خانۀ بزرگ خانواده ، زنان و بویژه - دختران دم بخت – آشی می پخته اند . این آش برای وعدۀ غذایی نهار مهیاء می گردیده است . پس از پخته شدن ، این آش در میان اعضاء خانواده ، میهمانان و همسایه ها « بهر Bar» ( تقسیم ) می شده است .

آشی که در این مراسم پخته می شود ،همان آش رشته است ، که - عموما در کاربرد آیینی اش - برای به سلامت و زود برگشتن عزیزی به سفر رفته پخته و درمیهمانی میان اعضاء خانواده ، اقوام ، همسایه ها و دیگر آشنایان تقسیم می شده . همانگونه که می دانیم این آش آیینی را با نام « آش رشته پشت پا » می شناسند .

آنچه که در این آیین و رسم خود نمایی می کند ، پخته شدن آشی به مناسبت رفتن فصل گرما و باردهی - که پاییز در اینجا ، به نوعی نماد آخرین لحظات زندگی آن است –  و به نیت اینکه هر چه زود تر ، دوباره فصل گرما برگردد ، می باشد . این مسافر دانستن فصل گرما و به گونه ای نذر و نیاز – که آن هم خود به نوعی نماد برکت بخشی است – و تلاش برای حفظ سلامتی او در سفری که پیش رو دارد و آرزو برای هر چه زود تر برگشتن وی از این سفر ، یاد آور آیینها و باورهای کهن به سرزمین مردگان رفتن و برگشتن فصل گرما  – مثلا نقش دُموزی و همسرش - در باورها و اساطیر اقوام کهنی است که الوار به نوعی وارثان ایشان هستند .

بیاید با زنده نگه داشتن باورهای درست و زیبای فرهنگمان ، پیوندهای خویش را با خویشاوندان ، دوستان و گذشته پر افتخار مان ، محکم تر و قوی کنیم .

 

/ 4 نظر / 10 بازدید
رضا

سلام. چطوری پيره مرد؟! حالا با اين مطالب من پيره مردم يا شما داش احد؟ ميری قور کهنه‌ی مراسم کهن ميشکافی خير د هونت بواره ...

ايمان(سکوت شيشه ای)

بابا ای ول دمتو گرم

ابراهيم خدائی

سلام.. خبرگزاری ایرنا در گزارشی روشنگرانه!!! زبان مردم شهر من (دورود و بروجرد) را "فارسی محلی" نامید و آن را "لری" ندانسته است. مطلبی در این باره نوشته ام خوشحال می شوم نظر شما را هم بدانم.. در ضمن این گزارش محدوده گویش لری را منحصر به مناطق مابین پلدختر و خرم اباد دانسته است.. برای اعتراض به این مساله چه راه حلی پیشنهاد می کنید؟

نصرت درويشی

سلام دوست گرامی جناب رستگار فرد نمی خواستم معرفی شما درميان نوشته های يلدا گم شود دنبال موقعيت ومناسبت خاصی بودم تا وعده را وفا نمايم نوشته های شما را در ۲ پست در وب سايت چراغ های رابطه وبلاگ درخت وخنجر وخاطره منتشر شد رضایت شما موجب امتنان و مباهات اين حقيرخواهد شد وب سايت چراغ های رابطه/ نصرت درويشی/ ديماه/۱۳۸۶