ابوالفتح ميرزا سالارالدوله نابود گر لرستان

به قلم فاطمه معزي
         ابوالفتح ميرزا، پسر سوم مظفرالدين شاه در 8 ذي الحجه 1298هـ . ق. در دارالسلطنه تبريز ديده به جهان گشود. او نيز چون ديگر فرزندان مظفرالدين ميرزا در تبريز به تحصيل و فراگيري فنون نظامي مشغول شد. در سال 1306هـ . ق. از سوي ناصرالدين شاه به منصب سلطاني فوج اميريه و قراولي مخصوص همايوني منصوب شد و در سال 1312 به سالارالدوله ملقب شد. سالارالدوله پس از به سلطنت رسيدن مظفرالدين شاه، در سال 1314 به حكومت كرمانشاه منصوب شد ولي يك سال بعد به علت بي كفايتي از اين حكومت بركنار شد و به تهران بازگشت. از سال 1316 تا 1318 هـ . ق. با وساطت امين‌السلطان حكومت خمسه به وي واگذار و از 1318 تا 1322هـ . ق. به حكومت عربستان و لرستان و بختياري منصوب شد. پس از عزل از حكومت عربستان و لرستان و بختياري در تهران بي هيچ منصبي حضور داشت و با ميرزا نصرالله خان ملك‌المتكلمين آشنا شد، اين آشنايي پاي سالارالدوله را به محفل مخفي انجمن ملي يا ” مجمع آزادمردان“ باز كرد.
      ابوالفتح ميرزا سالارالدوله در سال 1323 به حكومت گروس و كردستان و همدان و ملاير و تويسركان منصوب شد اما او كه سوداي ولايتعهدي در سر داشت با مخالفان به صورت مخفيانه فعاليت خود را ادامه مي‌داد.
     شيوه حكومت در كردستان، باعث اعتراض به دربار در تهران شد و سالارالدوله به فاصله كوتاهي به تهران بازگشت و اين بازگشت مصادف با تحصن علما در حضرت عبدالعظيم و جريان مشروطه‌خواهي بود. سالارالدوله به تشويق ملك‌المتكلمين به حمايت مالي از متحصنين پرداخت. حضور او در تهران نيز خطراتي در پيش داشت و سلطان عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله صدراعظم او را روانه حكومت لرستان و بروجرد كرد. پس از فوت مظفرالدين شاه و به سلطنت رسيدن محمدعلي شاه، سالارالدوله به سركشي در مقابل برادر پرداخت و حكومت درصدد سركوب وي برآمد.
     او در جمادي‌الاخر 1325، پس از كسب تأمين جاني، از سوي ظهيرالدوله حاكم همدان به طهران آمد. اما ارتباط خود را با انجمن‌هاي تندروِ مخالف محمدعلي شاه قطع نكرد. در 1326 با حمايت دولت روسيه از ايران خارج شد و در فرانسه به لژ فراماسونري ” گراند اوريان “ پيوست. پس از عزل محمدعلي شاه بسيار اميد داشت كه بر تخت نشيند ولي انتصاب احمدشاه او را از مشروطه‌خواهان دلسرد كرد و به سوي برادر مخلوع خود دست ياري دراز كرد. محمدعلي ميرزا در 1329 كه قصد بازگشت به ايران را داشت از نيروي سالارالدوله استفاده كرد. سالارالدوله با نيروي خود در رجب 1329 به سنندج وارد شد و از مجلس شوراي ملي خواست تا با شاه مخلوع همكاري كند. مجلس شوراي ملي براي دستگيري يا اعدام سالارالدوله جايزه‌اي به مبلغ 25 هزار تومان تعيين كرد و قوايي جهت سركوب او اعزام كرد، درگيري بين او و قواي دولتي تا سال 1331 به طول انجاميد و سرانجام با حمايت دولت روسيه از ايران خارج شد و به سويس رفت و در 1338 ش در اسكندريه مصر درگذشت و برطبق آداب و آيين ماسونها به خاك سپرده شد.

/ 7 نظر / 4 بازدید
محمد

سلام دوست عزيز خيلی وت ممنونم که وم سر زيدی مو وبت را به نام (خورمووه)‌لينک می دم به اميد آشنايی بيشتر

الهام

سلام. خیلی جالب بود. همیشه موفق و موید باشید. استفاده زیادی از این وبلاگ می توان کرد.

ابراهیم خدایی

سلام شما را برای شرکت در این بحث دعوت میکنم:«چگونه است که اصرار داریم کالاهایی که کاملا غربی و وارداتی هستند، نام وطنی داشته باشند از قبیل: رایانه، یارانه، نمابر، چرخبال و.. اما برای بیش از بیست درصد خاک کشور به راحتی و بی واهمه و شرم یک واژه یونانی –زاگرس- استفاده میکنیم؟»

الهه

سلام. بعنوان يه همشهری(هومشهری) ازتون تشکر ميکنم وبه خاطر این سایت جالب بهتون تبريک می گم. شاد باشيد و سربلند حق نگهدارتان باد

ابراهيم

سلام! شما را براي شركت در يك بحث دعوت ميكنم: واژه تازه ساخته ای مانند «زاگرس نشینان» تاریخ منطقه را تحریف میکند!....www.loor.ir

یالان اوغلی

حیدر بابا دنیا یالان ده / سن یالان ده /کل و سن یالان ده گارداش دانیشم ؟ بنیم ممدم یالانچی اوغلی سلام پیرمرد غرغرو چطوری ؟ چند وقته ازت بی خبر بودم اومدم یه یاشاسین خرم آباده بگم به یاد اون روزای با حال و عشقی که با هم داشیتم فعلا نه تلفون دارم نه دست رسی به نت چند بار ایمیل واست فسرتادم ولی ...اما عشقی جواب ما رو ندادی در اولین فرصت بهت زنگ می زنم چون این صاب مرده اورکیم واست یه زره شده سرتو درد نیارم الله تاپشردم سنین ایشه ممد میلانو