گفته های خورموه ) خرم آباد ( پیرامون یک نظر

با درود
به علت کمی وقت و تعجیل در نوشتن پیشتر برای اشتباهات تایپی و املای و دستوری پوزش می طلبم .

دوست گرامی آقا / خانم برج سفیدی

لینک نوشته شده وبلاگتان مرا به خدمت شما نرساند تا هم دیدارتان را با بازدیدی باز پس دهم . و هم از صرف وقتی که برای خواندن مطالب این کمینه نمودید سپاسگزاری نماییم و هم بتوانم از نوشته های شما به قدر توانم قطره ای بچشم . ازینرو در اینجا کلامی چند با شما دارم . آقای خدایی نوشته بودند و شما هم نوشته بودید :

نویسنده: ف-برج سفیدی

سه شنبه، 1 آبان 1386، ساعت 23:20

در پاسخ به آقای خدایی-مگر لرها تا کنون بی ریشه بوده اند۱؟

E-mail:  f_borj@yahoo.com 

URL:  وارد نشده است

  وضعیت نمایش در وبلاگ: تایید شده   عدم تایید 

نویسنده: ف-برج سفیدی

سه شنبه، 1 آبان 1386، ساعت 23:18

دوست گرامی
شما که همه ی نشانه ها را رد میکنید!سخنتان بر چه چیزی استوار است.اگر ریخت و گویش و..در شناسایی اقوام مردودند-دیگر تلاش برای نشان دادن وتشخیص اقوام امری بیهوده است.اما هدفتان از ایرانی(آریایی)نبودن لرها چیست ؟وبا این تز چه چیزی بدست می آورند یا..

E-mail:  f_borj@yahoo.com 

URL:  borjsefidi.blogspot.com 

  وضعیت نمایش در وبلاگ: تایید شده   عدم تایید 

نویسنده: ابراهیم خدائی

سه شنبه، 1 آبان 1386، ساعت 0:19

راسی ائ مطلبت هم ده لور منتشر بی

E-mail:  وارد نشده است

URL:  khodaee.com 

  وضعیت نمایش در وبلاگ: تایید شده   عدم تایید 

نویسنده: ابراهیم خدائی

سه شنبه، 1 آبان 1386، ساعت 0:11

سلام.. اولن خوشالم که بعد از چن وخت مطلبئ دت خوندم.. دوم بخش اصلی نقدت وه مقاله ن هم قبول دارم مخصوصن ائ حرفت که بعضئ دمبال ریشه تراشی سی لرو ده مکرزن.. اما وه نظرم اوچه که ده شهرنشین بیدن خومو و عشایر بیدن فارسو قصه کردیه مقدارئ تن رتیه.. چنو که گتنه کاسیا هم تمام عشایر بینه...

E-mail:  وارد نشده است

URL:  khodaee.com 

  وضعیت نمایش در وبلاگ: تایید شده   عدم تایید 

آنها که مرا می شناسند و با آراء و افکار این کمینه آشنایند می دانند که هرگز نکوشیده ام تا خورموه را به آوردگاه آراء شدن سوق دهم . چون
۱- نه در پی نام ام و نه جویای نام .
۲- نه ادعای دانایی و نه نیازی به مفاخره پیروز شدن در بحثی را دارم . چه همه اندیشه ها را محترم می شمرم .
۳ - من آنچه را که درباره شهرم خرم آباد و قومیتم لر می اندیشم می نویسم - اصراری ندارم که دیگران نوشته هایم را  تایید کنند . چه قوم متشرع ام بزرگتر و شان اش والاتر از آن است که کسی بتواند نیکیهایش را نهان و کاستیهایش را بزرگ نمایی کند و نیز من خود کمتر از آنم که با تایید دیگران چیزی بدست آورم و با تازش دیگران چیزی از دست دهم ( ده گدا چه چئ بسونی چه چئ وش بهی) . 
۴ - همیشه برآنم که؛ هر کسی از ذن خویش می شود یار من و هر کسی به اندازه ظرفش از دریا می تواند چشید . ( البته هرگز ادعای نداشته ام چه رسد به اینکه زبانم لال بگویم دریای فلان و صحرای بهمان و ... هستم  ) . اما هماره می گویم که میزبانی ام ساده دل . هر آنچه دارم بر خوان می نهم . شرمنده انم که تحفه ام به مذاقش نمی سازد و شرمسار روی آنم که پای مورم سیرش نمی سازد و خجل از اویم که خود کم خوراک است .

اما درباره فرموده هاتان :

۱- نخست نیک ببینید و بخوانید و بیاندیشید و سپس ار جای و بهانه ی تاخت بود نیکو بتازید و بکوبید و در هم فرو ریزید . اگر این سخن می گویم از آنست که :
الف ) من همه ی نشانه ها را رد نکرد . چیزی را هم که نوشته ام منقضی شده ،‌از زبان ارباب علم است .  البته به شما حق می دهم ،‌زیرا متاسفانه در کشور ما دسترسی به علوم و نظریه ها و منابع روز دنیا همیشه با چند سال و یا حتی دهه تاخیر صورت می پذیرد . مخصوصا در علوم انسانی و اجتماعی .
ب ) آنچه که درباره زبان و قومیت گفته شد ‌سخن بزرگانی همچو دوسو سور و آندره مارتینه و چامسکی و ... می باشد که البته بنا بر مورد فوق الذکر دست کم ۴-۵ دهه پیش تر در غرب مطرح گردیده است . مثالهای ارایه شده هم که اظهر و من الشمس است . می توانید در اینترنت پیگیری کنید صحت و سقم آنها را .
پ ) پیشتر هم گفتم شکر خدا لقمه نانی قوت شب و نامی بدور از ننگ دارم . ار منظور شما از هدف اینچنین چیزهاست ما را همین دولت درویشی بس است تا که در پی هدفهای آن چنانی که در ذهن شماست نباشم . اما ار هدفی جز این را نیز می توانید متصور باشید با ید باز هم بگویم که بر آنم تا زاویه دید نوینی فرا روی بزرگواران نهم . و بازگویی خاطرات کهن قوم و شهرم را کرده باشم . تا آنجا هم که دانسته های اندک من اجازه می دهد ، بدور از هر گونه پان بازی باید بگویم که هرگز آریایی بودن مترادف ایرانی بودن و یا ایرانی بودن مترادف آریایی بودن نبوده و نیست . ار اینچنین باشد که کشور عزیز ایران می بایست بیش از ۸۰ درصد اتباع قریب به ۸۰ - ۹۰ میلیو ن نفرش را به جرم غیر آریایی بودن بیگانه بداند .!!!!!! شما که نمی خواهید بگویید برادران هم وطن ترکمن و آسوری و کلیمی و عرب و... ما چون از نژاد آریایی نیستند پس ایرانی هم نیستند ؟؟؟؟؟ !!!!
من نگفتم که لرها ایرانی نیستند اتفاقا برعکس من می گویم که لرها یکی از ایرانی ترین اقوام ایران هستند  و دین بسیار بسیار بزرگی بر گردن کشور ایران دارند . من گفتم که لرها آریایی نیستند زیرا پیش از ورود آریایی ها اقوام قدرتمند و با فرهنگ و تمدن تری هم در مناطق لر نشین کنونی می زیسته اند .  مشکل اینجاست که حافظه تاریخی بیشتر ما به هر دلیلی پیشتر از ۲۵۰۰ سال پیش را بخاطر نمی آورد. و ما بیشتر مواقع فراموش می کنیم که اقوامی همچو کاسیتها و عیلامیها و ... در این محدوده جغرافیایی سکونت داشته اند . باید بگویم بسیار خرسندم که پس از فروپاشی حکومت قاجار دست کم نامی برای این کشور (ایران) پیدا شد تا ما اقوام گوناگون ( اعم از ترک و لر و فارس و بلوچ و گیلک و ترکمن و عرب و ارمن و .... ) بتوانیم در زیر لوای این نام در محدوده مرزهای سیاسی کشوری به نام ایران دارای احساسات و خاطرات مشترک باشیم . 
اما این جمله شما که فرمودید : ؛و با این تز چه چیزی بدست می آورند یا.. ؛ با توجه به جمله پیشینش برایم نا مفهوم بود . به گمانم یا جمله شما به علت تعجیل در تایپ دچار نقصان شده . زیرا فاعل جمله پیشینتان مفرد و مخاطب وبود ( صراحتا مرا خطاب قرار داده بودید )و فاعل این جمله سوم شخص جمع و غایب . یا شما هم همچون بسیاری از دوستان هموطن و هم سرنوشتان جهان سومی مان دچار بدگمانی رایج و تفکر وجود دستهای پنهان هستید .که البته توضیح و گفتگو در باره توهم دستهای پنهان در آستین خود مثنوی ۷۰ من کاغذی است .که در توان من نیست .
و البته تاریخ و اساطیر و ... پر از رشادت و پهلوانی و زورآوری و رزم آروری آریاییها آنقدر غنی است که نیاز به مصادره و کتمان تاریخ قومی همیشه سلحشور و شیفته امامت و جان نثار ولایت، به نام لر و منطقه محل زندگی آنها ندارد . و آریایی بودن یا نبود لرها چیزی بر تاریخ درخشان و پر جلال و شکوت چند قرن پیش آریایی ها نمی افزاید و از آن ذره ای هم نمی کاهد .
ت ) آقای خدایی گفته اند که ؛بعضئ دمبال ریشه تراشی سی لرو ده مکرزن.. ؛ و شما فرموده اید که ؛در پاسخ به آقای خدایی-مگر لرها تا کنون بی ریشه بوده اند۱؟؛ که البته این پاسختان به گمان دچار همان سوتعبیر و سو تفاهم متاثر از تعجیل در خواندن شما می باشد .شاید چنانچه دوباره و در صورت نیاز چندباره خوانی جمله آقای خدایی و خصوصا عناین به  ؛ ده مرکزن ؛ رفع شبه نماید . البته چنانچه من در مقام دفاع از آقای خدایی برآمده ام از آنروست که ایشان دوست و برادر ارجمند و پر تلاش بنده هستند که حق استادی بر گردن این کمینه دارند و اینجانب در این مورد ادای دین شاگردی نموده ام .

جناب ف-برج سفیدی قصد حمله و توهین به کسی را نداشتم ،‌ چه معتقدم سالهای سال است که دوره ی ترور شخصیت و کوبیدن دیگران گذشته است و اتفاقا این عمل را قویا و اکیدا رد می کنم  ، ضمنا قصد دفاع اندیشه و نظر خودم را هم نداشتم ، چه ایمان دارم که درک و شعور ملت ایران و همتباران لرم بیسار بالاتر از آنست که هر سخنی را بی تفکر و تعمق بپذیرند . غرض از این پر حرفیها تنها شرح و بسط زاویه دید و نگرش خویش نسبت به شهرم خرم آباد و قومم لر می باشد .

/ 3 نظر / 20 بازدید
بابا

سلام دوست عزیز راستش بدلیل موقعیت خاصتان در بین وبلاگ نویسهای لرخواستم نظرتان راجع به مطالبی که نوشته ام بدانم وقت داشتید بیایید و بنویسید. موفق باشید

همتبار

از غيرت مي گويم و دلاوري و مردانگي از پاكي ميگويم و از صفاي دل و عشق به خدا از نجابت مي گويم و از مظلوميت از مردماني آزاد و آزاده از مردماني خوب و نجيب از قوم هميشه سرفراز بختياري اما ... از آنجايي كه وجوب يك پايگاه جامع، كه با نگاهي متفاوت و علمي تر به داشته هاي قوممان بپردازد را احساس نمودم بر آن شدم تا با همياري و همفكري تعدادي از همتباران اقدام به راه اندازي سايت همتبار بنمايم مطالب توليدي !‌ خود را پيرامون موضوع سايت برايمان ارسال نموده ، شما نيز از نويسندگان همتبار باشيد همتبار... ياريمان كن كه بار سنگين است و راه ناهموار !

ابراهيم خدائی

حقيقتن مه ده او چن خط که نوشتيه دباره مه دلگير بيمه.. اولن ار حای دم دفا کنی ده حرفم دفاکه وه خاطر يه که وام همفکری نه ده خوم.. دوم هم استاد هئ خوتی و خوت هم بئ تر دوتی که مه نوکرتم..