ای کاش...

:::: ای کاش در این نزدیکی کسی بود که درد دل را می‌دانست

کسی که سخن اش به صداقت

منش اش به سخاوت

کرده اش به رفقات

می مانست

ای کاش در این نزدیکی کسی بود که سخن دل را می‌خواند

از پس صد گفته و ناگفته‌ی راز ::::

١ - نویسنده فکر نمی کند که اگر کسی فارسی حرف بزند مشکلات لرستان حل می شود ، برعکس مطمئن است که همه ی مشکلات ما ناشی از مثل راه رفتن کبک و کلاغ و ... است. منظور نویسنده این است ::: به جای آن همه دو گانه بینی‌‌ی بیهوده‌ و نفاق افکنی باید فکری برای مشکلات کرد ::: و البته بیافزایم که به خود مشغول شدن و دید محدود داشتن و عدم داشتن افق دید وسیع را در همه‌ی جوانب زندگی باید به آن افزود .

٢ - من نامی از کسی نبرده ام ،‌اما هرکس که تفرقه بیافکند و سخن لغو و بی‌پشتوانه بپراکند یا بی کار است ،‌ یا اینکه کارش قلم به مزد فروختن است .

٣- این که آدم با احساس و قریه و مهربانی باشد بسیار خوب است ،‌اما احساسی رفتار کردن خیلی بچه گانه است . ای کاش یاد می گرفتیم که احساسی برخورد نکنیم ، احساسی نخوانیم ،‌احساسی نبینیم ،‌احساسی برداشت نکنیم ‌و احساسی پاسخ ندهیم . ای کاش به گونه‌ای رفتار می کردیم که نگویند عقلمان در پس کارمان است و ....

۴- شاید از  میان فاکتورهای نظیر زبان -  آداب و رسوم - هنر - نحوه‌ی معیشت - تاریخچه‌ و پیشینه - دین و ...زبان  نسبت به دیگر مختصات در دیدترین مشخصه های یک قوم باشد - اما هرگز زبان تنها مشخصه‌ی مرز بندی‌ی اقوام از یکدیگر نیست زیر زبان دارای گسترش طیفی است بنابراین هیچ زبانی متمایز کننده و وجه افتراق گروه های قومی نمی باشد .بارها در جاهای گوناگون گفته ام که یک قوم می تواند دارای بیش از یک زبان باشد . یادتان نرود آیا فرزندان آن شاعر بزرگ لر که نمیتوانستند به لری سخن بگویند ، آیا باید بگوییم که آنها لر نیستند ؟؟؟ آیا مثلا چنانچه فرزند من از پدر و مادری لر متولد شده ، اما در پاریس نشو نما یافته و اینک تنها سخن گفتن به یکی از زبان‌های لری یا‌ لکی را نمی‌داند باید او را لر نامید یا فرانسوی و شاید چیز دیگر ؟؟؟ این است که می‌گویند زبان مشخص کننده قومیت نیست .

شاید اگر کمی دید را مثبت کنیم و منطقی بنگریم و عمیق . دریابیم که یک زبان به دلیل گستره‌ی زیادی که فرهنگ‌اش در آن مستقر بوده و وجود همسایگان بیشمار از زبان‌های گوناگون در هر یک از کرانه  های فرهنگی اش با گونه‌ای از زبان و تمدن برخورد داشته و در تقابلات فرهنگی اقوام و جوامع از آنها تاثیر پذیرفته و بر آنها نیز تاثیراتی گذاشته.

5 – آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است ،‌ به اعتبار دانسته های بسیار اندک و ناچیزم ،‌سخنی گفته ام که به آن ایمان کامل دارم ،‌ و تا زمانی که سخنی مدلل و  متقن عکس آنرا ثابت نکند از ان برنمی‌گردم. اگر حقیقت باشد سخن‌ام که ممکن است برای بسیاری حقیقت تلخی باشد . خفاش شب پرست ار از نور گریزد گنه از خورشید نیست .
اما ضمن احترامی که برای دیگر افکار متفاوت قایلم ، اگر چنین به نظر می رسد که به دیگران توهینی کرده‌ام  ، چنانچه خواننده اهل تحقیق و تعقل باشد ، بر رد سخن‌ام دلیل و سندی ارایه می ‌دهد، که ار چنین شد من شرمسار از تهی دستی دانش خود می‌شوم ،‌ وگر نه حقیقت  مقدس‌تر از آن است که قربانی مصلحت اندیشی و  محافظه کاری باشد .

6 –  با تمام احترامی که برای سالیان آشنایی‌ و همکاری‌مان و نیز افکار و عقاید شما قایلم ،‌اما همکاری کردن دلیل بر تشابه کامل نیست. شاید هدف یکسان باشد، اما دلیلی بر یکسان بودن و یا هم‌سان‌سازی‌ی افکار نیست . چه جامعه‌ی یکسان اندیش ،‌جامعه‌ای مرده‌ است که محصولش تفکراتی بیمار است.

 

عاشق آن نیست که چشم بربندد و معشوقه پرستد!!!

داش احد.. مئ تونسی کمئ ملایم تر موضوع نه مطرح بکی، ... وه نظر مه اگر لحنت ملایم تر بوه مطمئنا اثرش بئشتره . وه نظر مه شاید بیتر با تا زیه کمئ دش بازبینی بکی،
وه هر حال خوت بیتر صلا دونی چونا که وه قول خومو هیچ وختئ سر ائما چن پا جنابالی ناؤنه.

 نویسنده:....

عاشق آن نیست که چشم بربندد و معشوقه پرستد!!!

نظر نویسنده مطلب دقیقا همان  برداشت صدا و سیماست از تعریف لر و لری..
وگرنه نمی نوشت لرهای لرزبان و لرهای لک زبان!!!
و نمی نوشت که این حرفها چه دردی از محرومیت لرستان دوا می کند؟ چون او فکر می کند اگر لرها فارسی حرف بزنند دردهای لرستان درمان می شود. برعکس من فکر می کنم اگر شهرهای لک نشین دیگر خود را حاشیه بروجرد و خرم اباد نبینند و خرم آباد و بروجرد خود را حاشیه اراک و تهران نبینند مشکلاتشان رو به حل شدن است.
من خواهش می کنم این مطلب را در اسرع وقت از روی وبلاگت بردار!

نویسنده:....

 

عاشق آن نیست که چشم بربندد و معشوقه پرستد!!!

از آنجا که تازه از دست یک جر و بحث اینچنینی رهایی یافته ام نظر خصوصی می گذارم..
اولا بنده فکر می کنم باید یک بیانیه علیه این نوشته صادر شود چون مملو است از توهین به مردم لرستان.. چراکه با لحنی سخت نامهربان از فارسی یادبگیر نبودن و فه له و عمله بودن آنها دم زده ای.
دیگر اینکه حالا که کسی از جوانان به فکر زبان لری و لکی نیست این چند جوان فعال و دلسوز وداغدار مثل ... و.. را بیکار خوانده ای!! و به نوعی همه ی ما را
و دیگر اینکه حالا که لر و لک مهم نیست و ما بیکاریم چرا شما خودتان اینقدر حساس هستید؟ خوب یک عده دوست دارند بگونید لکستان شما چرا اینقدر بهتان بر می خورد..
خدا شاهد است از ظهر تا حالا دارم تاسف می خورم که بعد از چند سال با هم کار کردن اینقدر تفاوت رای و نظر داریم.
به هر حال امیدوارم دوستان لک زبان از سر تقصیرات نویسنده این مطلب بگذرند و اصلا مطلب را نبینند یا نادیده بگیرند وگرنه در صورت بالاگرفتن اعتضارات و جنجالها بنده هم چاره ای ندارم جز اینکه اعلام کنم سطر سطر این نوشته توهین است و تحقیر..

نویسنده:....span

/ 2 نظر / 7 بازدید
علی رضا کرمی

از مشرق خواب هایمان گندم طلوع می کند وقلب ها در آسمان شعله ور عشق وشراب به نام سپیده می خندند مردان با کلام سبز حلاج در رقص زبانه های آتش خاکستر می شوند وخرم آباد شهر تاک وکهکشان با تپش قلب کودکان تا همیشه عبور پایدار می نماید ۱- لری بختیاری زبان مردم شهرهای درود ازنا والیگودرز زبان نیمی از مردم لرستان است پس چرا دوستان وب لاگ نویس... به جفا کاری لکی را زبان نیمی از مردم این استان عنوان کرده ودم از نا مهربانی می زنند؟؟؟؟؟؟؟ ۲-ودر جواب بعضی از دوستان همان طوری که نیما وشاملو شعر سپید و نیمایی را بی هیچ واهمه ای آغاز کردند واین شیوه و قالب ها در شعر فارسی جا افتاد در شعر لری نیز محدودیتی برای تجربه های نو نیست