نوروز در لرستان

زء مئسؤ‌ رء ته او ايسه بهاره

دء تپشت زمين و آسئمؤ گول گله داره

 Zemesou rata ou eyse behara

De tapeshte zemi nou asemou gol gale dara<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

زمستان رفته و اینک بهارست

از تلاش زمین و آسمان درختان را ، گل بر شاخسار است

***

 در لرستان مراسم نوروز و پیشواز از سال نو تقریبا همچون سایر نقاط ایران بزرگ می باشد اما چندین تفاوت (بجهت رسوم ویژه ای که تنها در این منطقه برگزاری می شود ) وجود دارد که ما بیشتر به ذکر آنها می پردازیم و از تکرار مکررات تا جای که مقدور باشد پرهیز می کنیم .

 مهیا شدن برای نوروز تقریبا از اوایل زمستان و اواخر پاییز شروع می شود . اما یک هفته قبل از جشن نوروز شدت بیشتری می گیرد و مردم « کار درسی »- kAr dou rou si   (به معنی کار درستی و آماده شدن برای مراسم نوروز است ) می کند، زن خانه با کمک دختران و همسایگانش « گردیله» gardila (به معنی گرد و غبار و دوده و سیاهی ) می گیرد . و با پاک کردن و شستشوی  در و دیوار و پنجره ها و قالی و فرش و ... و همچنین وسایل خانه که مدت یک سال یا کمتر است جابجا نشده اند . سامان خانه را ز نو می آرایند . و به یکباره تمامی خانه را پاکیزه و مرتب می کنند .

افزون بر این زنان خانواده به نیت تندرستی هر یک از افراد خانه و افزایش برکت و روزی خانواده ، دانه های خوراکی ( دانه گندم ، کنجد ، جو ، عدس و...) را در ظرفی خیس می کنند تا جوانه زده و سبز شوند ( سبزه عید ) .

شیرینی و نقل و آجیل و میوه جهت پذیرایی از میهمانان  نیز به اندازه کافی و در حد توان مالی خانواده ها تهیه می شود . در گذشته معمول ترین شیرینهای لرستان که در بیشتر جشنها پخته می شد و رونق داشتند عبارت بودند از :

kAk                         کاک ( مخصوص خرم آباد و بروجرد )  

koliycha                  کلوچه های آردی و برنجی

shir - kalvA             کلوآ شیر

borsAq                    برساق

Chezenak regho      چزنک رغو ( چننال )

qAowvit                  قاوویت

اما امروزه  شیرینی های که استفاده می شود . مانند سایر شیرینی های رایج در سطح کشور است . که توسط قنادیها  پخته و فروخته می شود .

پس از تهیه مقدمات و لباس نو و پاکسازی خانه  خود را برای  مراسم بعدی آماده می کنند .

 

جمعه آخر سال :

هر کدام از اهالی خرم آباد ( چه ساکنین آن و چه آندسته از کسانی که مدتهاست بنا بر دلایل کاری و ... در شهر حضور ندارند و در شهرهای دیگر کشور اقامت گزیده اند ) در صورتی که توانایی جسمی دارند . عصر آخرین پنجشنبه سال را  در حالی که لباس نو بر تن کرده اند و مقداری حلوا ،  نقل و خرما و ... جهت خیرات برای درگذشتکان را با خود حمل می کنند بر آرامگاههای خانوادگی خویش گرد آمده و مراسم جمعه آخر سال را در  گورستان خضر انجام می دهند . و با نثار فاتحه برای رفتگان یاد و خاطر آنها را زنده و ارتباط نسل جدید خود را با نیاکانشان محکم تر می نمایند . شایان ذکر است  افرادی که مدتهاست بنا بر دلایل کاری و ... در شهر حضور ندارند و در شهرهای دیگر کشور اقامت دارند . به هر شکل ممکن خود را به این مراسم می رسانند . چه آنان را عقیده بر این است که روان نیاکان درگذشته ، شبهای جمعه هر سال به ویژه عصر آخرین  پنجشنبه سال چشم به راه دیدار و در کنار بازماندگان خود حضور دارند . و دم پختی به نام ( مه که ش makash) نیز ویژه ی این شب می پزند ، و اعتقاد دارند که روان درگذشتگان در این شب به میان بازماندگان می آیند و این غذا ، بر ای پذیرایی از آنهاست .

شوالفهShow alefa -

عصر یک روز پیش از شب عید را در خرم آباد (الفه ) گویند ، در این شب نیز مراسمی مانند شب جمعه آخر سال انجام می دهند . و در قبرستان خضر بر مزار عزیزانشان گرد می آیند  . شب عید نوروز هم چنین مراسمی در قبرستان برگزار می شود .

و این مراسم پی در پی و حضور مردم در گورستان خضر وابستگی شدید، حق شناسی احترام  آنان را به عزیزان از دست رفته شان نشان می دهد .

این اعتقاد به زنده بودن درگذشتگان و توجه به پیشینیان یکی از عواملی است که باعث می شود تا  افرادی که از یک ریشه و تبار هستند افزون بر بیشتر دانستن از  نیاکان  درگذشته خویش و زندگی و رسومات آنان  ، با سایر بستگان خود که در قید حیات هستند آشنا و از چگونگی زندگی و امرار معاش شان آگاه شوند  . و نتیجتا پیوندهای عاطفیشان قوی تر و محبتشان به هم بیشتر شود . تا در روزگار سختی و شادی  به داد و کمک یکدیگر برسند .

این رسم و امثال آن که به بهانه های گوناگون ( درسورها و یا در سوگها ) باعث گردهمایی خانواده می شد .  یکی از دلایل حفظ و نگهداری بسیاری از رسوم کهن در بین جوانان و نوجوانان  و انتقال آن به آیندگان می باشد .

و اینست که شاید بتوان گفت بسیاری از رسوم با کمترین دگرگونی همچون هزاران سال پیش برگزار می شوند .  و مروج همکاری و همیاری در بین افراد جامعه می شد چه نمونه های ان در این منطقه از ایران کم نیست .

چیزی که شاید هر تازه وارد ( افراد غیر بومی ) را به خود متوجه سازد . و برای وی بسیار تماشایی باشد . کودکان خردسالی ( کودکان زیر 7 سال سن ) هستند که با پوشیدن پیراهنی سفید و بلند با جلیقه و کلاه و در دست گرفتن کشکول و تبرزین دراویش- در کنار والدین شان -  سر راه می ایستند و هر کسی نذری یا صدقه ای دارد به ایشان می سپارد. پولها و سایر نذوری که در پایان روز فراگرد آمده توسط خود این کودکان یا بزرگترهاشان به افراد نیازمند و مستمند واگذار می شود .

فلسفه این کار نیتی است که پدر و یا مادر و یا یکی از افراد خانواده می کنند . و کودک را درویش می نمایند ( بین سه تا هفت سال ) تا خداوند آنان را از حوادث و بلایا دور فرماید و ایشان از گزند حوادث تلخ دور بمانند.

عید مارکی ( عید مبارکی ) -  eayd mAreki

در روستاها :

پس از تحویل سال و سرکشیدن در قرآن مردان گروه گروه  به خانه بزرگ و ریش سفید روستا رفته و پس از وی به سایر خانه ها سرکشی کرده و با افراد ان خانه ها عید دیدنی می کنند . و در روز اول به تمام خانه ها سرکشی می شود . پس از مردان زنان در روز دوم به عیادت و نوروز مبارکی می پردازند . عموما عیدی کودکان یک یا چند تخم مرغ رنگ شده می باشد .

در شهر خرم آباد :

پس از تحویل سال و سرکشیدن در قران ابتداء بر مزار درگذشتگان حاضر شده و پس از نثار فاتحه کوچکترهای فامیل  جهت عید دیدنی به حضور بزرگترها  می رسند و این دید و بازدیداز خویشاوندان و همسایگان و دوستان و آشنایان  تا روز  14 نوروز ادامه دارد . عیدی نیز توسط میزبان ( که معمولا بزرگتر از میهمان هستند ) به میهمانان داده می شود .  معمولا چندین خانواده ( خواهر ، برادر، همسایگان و یا دوستانی که هر یک خود تشکیل خانواده داده اند ) همراه هم  ، به عید دیدنی می روند .

در اینروزها می توان شاهد جمعیتهای زیادی بود که برای عید دیدنی وارد خانه ای می شوند و در حال خداحافظی از میزبانان هستند .

و با جملاتی پاک و صادقانه و مهربان و ساده نوروز را به یکدیگر شاد باش می گویند .

shama ve dar شمه و در ( شنبه به در ):

مردم خرم آباد اولین شنبه سال را همچون سیزه بدر جشن می گیرند و این روز را در کمال شادی و سرور در دشت ، صحرا ، باغات زیبا و طبیعت مصفا و بی بدیل اطراف شهر می گذرانند و عقیده دارند که شنبه اول سال را نباید کار کرد و باید همچون سیزه بدر به دامن طبیعت پناه برد و عظمت خداوند را در آینه ان دید و بر خداوند سپاس  گزاری کرد .

بمناسبت این روز ترانه ای نیز با متن زیر دارند :

 

شمه نه کار

Shama na kAr

(برگردان به فارسی : این شنبه برای کار کردن نیست )

شمه نه بار

( این شنبه حتی بگذار بارت بر زمین بماند )

Shama na bAr

شمه بئی وء حونه نیار

( در این شنبه حتی مراسم عروسی را در خانه ات برگزار نکن )

Shama beyi ve hona niyAr

شمه رو شکار

( شنبه به شکار برو )

Shama rou shekAr

سیل کوو وء گل بهار

( گلهای بهاری را بنگر )

Seil kou ve gole behAr

 

 

سیزه وء در - siyza ve dar

سیزو در – siyzou dar

(سیزده به در)

از آنجاییکه در خرم آباد روز سال تحویل ( روز نوروز ) را جزء سال جدید بحساب نمی آورند ، معمولا سیزدهم روز سال نو ، با چهاردهم فروردین در تقویم رسمی ایران ، منطبق می شود .

و بهمین دلیل ، خرم آبادیها ، بجایی سیزده به در ، چهارده به در دارند ، یعنی به جای اینکه روز سیزدهم نوروز را جشن بگیرند همان مراسم را در روز چهاردهم نوروز انجام می دهند . و سیزده بدر را ، « سیزه غریو »- siyza gharivou ( یعنی سیزده به در غیربومیها و بیگانگان ) می دانند .

 

البته در سالیان اخیر بنابر دلایل متعدد این مراسم هم تغییر پیدا کرده و بیشتر مردم مانند سایر نقاط کشور همان سیزدهم فروردین به سیزده بدر می روند . برخی نیز هر دو روز را بیرون می روند . ولی بیشتر خانواده های اصیل و ریشه دارد خرم آبادی همان « چارده و در » - chArda ve dar (چهارده به در) را جشن می گیرند .

اما گذشته از روز برگزاری این جشن  چگونگی آن به این قرار است

اقوام یا دوستان و یا همسایگان سپیده و یا شب قبل از روز جشن در مکانی گرد هم امده و در آنجا مستقر میشوند و با هیجان و شور حالی زبانزدنی به  بازیهایی نظیر

دال پلو-  dAl palow

هرازگونی -  herAz goni

پئرو peroo -

جوزو - jouzo

قاوو -   qAow

/ 20 نظر / 166 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سی تو

سلام خویی وبلاگ خوی سره هم و مه بزه بای

احد رستگار

همشهری سلام خيلي ممنونم که زحمت افتاديد و سرکشي فرموديد خوشحال و منت بار شما مي شم اگه مرا براي کار مهمي که در پيش دارم ياري فرماييد موفق باشي

گلبرگ

سلام عالی بود ممنون

برافتو

نمنه زن دو زنو نه مرد ميدو---نمنه چوغا و شو كه رووه ديوو

ashena

با تشکر از نويسنده محترم مطالب بسيار جالب و خوبي بود به اميد ادامه داشتن اين حرکت اصيل فرهنگي

بیرانوند

موفق باشی . وبلاگ پرباری داری ... ولی نميدونم چه اصراری به خطالرسم لری و لکی است؟ برام عجيبه...

بیرانوند

دوست دارم يه کم راجع به نزديکی و مشترکات زبان لکی و کردی بنويسی... يا رفرنس معرفی کنی..

کاوه

عزيزکم اطلاعات خويی ری وبلاگت نيايی.

وبلاگم رو اشتباه نوشتم .اين دوروستش ببخشيد.