خرم آباد ۲

البته این گفته بدان معنی نیست که تاریخ سکونت و قدمت شهر خرم آباد  را از آن زمان به حساب بیاوریم . زیرا آثار بدست آمده از ، زندگی انسان غار نشین دوره های موسترین ، بارادوستی و زارزی در محل خرم آباد کنونی نمایانگر آنست ، که خرم آباد از دیر باز ( بین 50 تا 100 هزار سال پیش از میلاد ) مسکونی و یکی از نخستین سکونتگاههای انسان بوده .

 

« بنابر تاریخ گذاریهای از را آزمایش رادیو کربن در غار کنجی ( واقع در دره خرم آباد لرستان ) قدمت آثار از 40 تا 50 هزار سال است » (تاریخ ایران ، از زمان باستان تا امروز ، ص 25 ) .

 

فرانک هول - استاد دانشگاه رایس آمریکا - می نویسد : « بهترین اطلاعات ما راجع به سکونت و نحوه امرار  معاش انسانهای اواخر پلاستوسن {دوره چهارم زمین شناسی } مربوط به دره خر آباد لرستان واقع در جنوب غربی ایران است . » ( دوره پیش از تاریخ در جنوب غربی ایران «لرستان» - ص 16 - 1967 )

 

« آثار خرم آباد حاکی از سکونت دامنه دار و مداومی در زاگرس هستند » ( همان ، ص 22)

 

« اقامتگاههای کشتار که به وسیله گروهی از شکارچیان برای یک یا دو روز اشغال می شده اند که بین 40 هزار تا 100 هزار سال قبل از میلاد مسیح مورد استفاده بوده اند .» ( همان ، ص 35)

 

فرانک هول در ادامه پژوهشهای خود « در دره خرم آباد به محل اردوگاههای شبانی که مربوط به 6000  تا 5800 سال پیش از میلاد مسیح » بوده اند ، دست یافته و نتیجه گرفته است که بین 45 هزار تا 38 هزرا سال پیش از این مردمانی غار نشین در این دره سکونت داشته اند که گاهی برای شکار غذایی اصلی خود کوچ می کرده اند .

 

با آنکه پیشتر گفته شد اطلاق نام خرم آباد به این شهر از قرن ششم هجری رواج یافت . اما شهر کنونی  خرم آباد برجای مانده ی شهرهای باستانی کهن دیگری است . و دیگر آثاری که از هزاره های پیش از میلا مسیح در این سرزمین به جای مانده اند حکایت از سکونت مستمر بشر در این منطقه و تأثیر این مردمان بر فرهنگ و تمدن ایران و جهان باستان دارند . نامور ترین و قدیمی ترین ساکنان و حکام این دیار و متمدن ترين مردم روزگار خويش که در این منطقه سکنی داشته اند کاسیتها (کاسیها ، كوسى ها) بوده اند .که پیشرفت ، قدرت و تمدن و فرهنگشان - بویژه مفرغهای منحصر به فرد بر جا مانده از ایشان - باعث اعجاب جهانیان شده است . رد پا و تاثیرات فرهنگی ی اين قوم را می توان از 5000 سال پیش از میلاد مسیح تا پایان حکومت اشکانیان و اواسط سلسله ی ساسانیان دنبال کرد . اما دوران طلایی این مردمان زمانی است که آغاز به در آميختن با عنصر بابلى نمودند و پس از آن سلطه ی نزدیک به شش قرن بر بابل داشتند . این دوره موازی بود با عصر برنز این مردمان . و به همین دلیل لرستان را « مهد تمدن مفرغ (برنز ) » نامیده اند .

اما در تواریخ نام عیلامیان به عنوان نخستین دولتی که به طور منظم بر لرستان حکومت کرده اند ثبت شده است .

 

ادامه دارد ...

/ 23 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ژاله

همیشه ، وقتی تنها و نا امید و ملول تنت ، روانت ، از دست این و آن خسته است ، همیشه ، وقتی رخسار این جهان تاریک ، همیشه ، وقتی درهای آسمان بسته است ، همیشه ، گوشه ی گرمی ، به نام دل با توست که صادقانه تر از هر که با تو پیوسته ست ! به دل پناه ببر ! که تمنای توست ، دارد دوست ! به روزم

مجتبی

سه لام ذه کامنتت خیلی ممنون اقای رستگار امرو به خدمت ايسا آقای رهدار بيديم آ ابراهيم هم تشريف آورد بی . طبق چیه که آ اوریم قبلا گود بی قرار بی که جنابعالی هم تشريف بياری اما ................ خیلی مشتاق بیدم که ببینمت در هر صورت سعادت نبی آ ابراهیم قول داد که حتما در اولین فرصت بیا دزفیل ایخوم که ذه همی چه ذه جنابعالی هم بخوم که حتما تشريف بارين خدا نيهدارت

هيچ کس

آقا ايما خيلی وخته منتظر نوشته جديد شمانيم . خيلی دير و دير آپ ميکيت

مجتبی

بخت يارون تو مندير شؤ محشرتن تشنه حَردِن جُومي زه او كوثر تن عيد ولايت بر تمامي پيروان راستين نبوت مبارك باد. در نامه ما سياه رويان امضاي عنايت علي سبز سر بلند و بخت يار باشيد

رهدار

سلام اگر در جمع ما می بودی بيشتر خوش می گذشت . به هرحال جات سبز سبز بود . به وردل گل شونمی رازی به گل گهدک دمی هيچی زيو خش تر نبو افتو زنون به گله زار ليوه ابون ديو و پری سی خوندن کوگ دري به پای او چشمه تری قهقه کوگون ونده بار

جلال اسفندياري

با سلام ودرود خدمت هم تبار بزرگوارم آقای رستگارفر مطلب زیبائی باب دلم نوشته اید انگار که شما از اعماق این قبیله برخاسته اید از من هم دیدار کنید موفق و مویدباشید.

لر بچه

برار عزيزم اگر لراي لرستان وا بقيه لرا د سراسر دنيا ارتباط بيشتري داشتو ا ن حداقل نتيجه ا ش اتحاد و رفاهيات بيشتري د شهر هاي لر نشينه . سال ۲ يا ۳ دفه كه ميام خور مو ه مينم مسئولينه استان واقعا مردن (حرف مرد يكيست)چون ري حرف خوشو مننه و شهر مثل دوره پاره سنگي و مفرغ حفظ كردنه .

آشنا

سلام بر شما دوست عزيز از شما ممنون که راجب شهرمون اينقدر زيبا می نويسيد خداوند اجرتون بده . خدا قوت يا علی

ژاله

حوصله کنید ! می خواهم فقط مضمون گریه های شما را ادامه دهم ، با من می آیید ؟! ما به خودمان مربوطیم ، پشت سرمان حرف است ، هوای بد است ، حدیث است ما از پی رد پای باد نرفته ایم ، نمی رویم . ما دوست داریم ، علاقه داریم . می رویم کنج یک جای دور ، رویاهامان را یواشکی برای هم شبیه ترانه می خوانیم . ما به خودمان مربوطیم . ما زیر باران نشسته ایم طوری که شما فکر می کنید ما داریم رو به دریا گریه می کنیم . به روزم