پاسکاریهای مسئولان شهری و مرگ هزاران ماهی در رودخانه ی خرم آباد

فاجعه ای زیست محیطی در رودخانه ی خرم آباد رخ داد.

شهرداری خرم آباد در اقدامی بی مطالعه هر بار تحت عنوان لایروبی اقدام به دست کاری بستر رودخانه ی تقریبا خشک شده ی خرم آباد در چندین نقطه ی مسیر آن نموده است. که این اقدام هر بار باعث قتل عام هزاران ماهی در این رودخانه و به هم خوردن شرایط زیستی آن می شود.

متاسفانه فجیع ترین و متاثر کننده ترین این اقدامات در دو روز گذشته به وقوع پیوست. در سال جاری به علت خشکسالی پیش آمده آب رودخانه به پایین ترین حد خود طی ۶٠ سال گذشته رسیده و به همین دلیل ماهی های فراوانی به ناچار در اندک مسیرهای کوچک بر جامانده از آب ( در واقع فاضلاب ) تجمع می کردند.

این ماهیها که به گمانم دیگر در برابر انواع پسماندهای انسانی و شیمیایی موجود در این رودخانه مقاوم شده اند، اینبار یا در زیر چرخهای لودر و شنی های بلدوزرها له شدند و یا به تعداد زیاد در چالابهای کوچک بوجود آمده محبوس و در نهایت به علت کم بود اکسیژن و گل آلود بودن این چالابها خفه شدند و مردند.

دردناکترین بخش داستان اینجاست، امروز وقتی این واقعه رخداد، تعدادی از دوستان به چاره جویی پرداختن، که بعلت در دست نداشتن امکاناتی هر چند کم و ابتدایی مانند بیل و.. تصمیم نهایی این شد که با سازمانهای ذیربط تماس حاصل شود، اما پس از آنکه حدود ١ ساعت و ۴۵ دقیقه بین افراد مختلف از سازمانهای محیط زیست،شیلات؛ شهرداری، آتش نشانی پاسکاری می شوند.  به این فکر می افتند که برای انعکاس خبرش با صدا و سیمای استان لرستان تماس بگیرند، تا دست کم ضبط و پخش گزارشی از این واقعه جان خراش- عبرتی باشد و جلوی تکرار مجدد چنین امری را بگیرد. اما این شبکه هم از این مختصر دریغ می ورزد. البته بر این رسانه ی استانی خرده ای وارد نیست، چه این شبکه بسیار مشغله دارد و می بایست رخدادهای دیگری را پیگیری کند!!!!

پایان ماجرا، حدود ساعت ١٣ تا ١۵ یک دستگاه بلدوزر و یک دستگاه لودر ( در مقایسه با هواپیماهای جنگی بجای دستگاه بخوانید فروند ) وارد عمل می شوند، تا در آن ساعت خلوت و بدون اینکه مزاحمتی برای چشمان مردم ایجادکنند- در آرامش کامل پس از یک دقیقه سکوت - اجساد چندین هزار ماهی درگذشته را که بسیار کم تحمل بودند و تا آمدن این گروه نجات صبر نکردند و بی اجازه مردند، را به همراه دیگر ماهی های زنده زیر چندین کیلو خاک دفن می کنند . تا هم به رسم شعر دو کاج درس عبرتی بشود برای ماهی های دیگر و هم بوی گند، گنده کاری های پاسورهای نمونه یمان گند زدایی شود.

 

/ 9 نظر / 57 بازدید
آرش

حدودا دو ماه پیش این مسئله را پیش بینی کردم وبه دوستان گفتم وقتی برای پی گیری کاری به اداره ایی رفته بودم که شاید مرتبط ترین جا برای مطرح کردن امور ماهی وآبزیان است.وقتی این مسئله را هم مطرح کردم مسئول محترم با اخم گفت یک سال می آیی می گویی ریختن ماهی قرمز در کیو لطف به آنها و طبیعت نیست چون بعد از مدتی همه بیمار یا می میرند یا با خشکسالی فصلی کیو از بین میروند وطرح نجات ماهی قرمز را برای ما که کار بلد این کار وتحصیل کرده ایم می آوری الانم که ماهیهای گلال دارند می میرند بنده خدا من خیلی هنر کنم برای خودت کاری بکنم .دیدم راست می گوید خیلی وقت است که من وجوانهای دیگر این استان داریم مثل ماهیهای رودخانه داخل این فاضلاب که هر روز هم تنگ تر و بی اکسیژن تر می شود دست پا میزنیم یا زیر آوار ساختمانهای تهران هفدهتا هفده تا له می شویم یا در تنهای و اعتیاد میسوزیم و به انتحار میرسیم.صمد بهرنگ هم دیگر نیست که بهش بگیم بابا اون ماهی سیاه کو چولوی تو شکم مرغ ماهی خوار را پاره کرد برای ما و لاستیک های این لودرها که دارن ما رو له می کنند قصه دیگر کن

کامران

متاسفانه از این دست اتفاقات تو شهر و استانمون رخ میده. ولی بازم دم شما گرم که پیگیر هستید. ما هم هستیم

م.ت

سلام همشهری.[گل] از عکس هایت استفاده کردم. منتظر خبرهای من باش.

الهام

آن شب که آسمان شکوفه‌ساز بود آن شب که ماه نقره‌ای گيسوان در آينه زمين شانه می‌کرد آن شب که تار و پود سوخته مرد ماهيگير بر پيکر ساحل پيچيده بود آن شب که قايق چوبی پير بسته بر تيرکی استوار همچنان زير ماسه‌های مرطوب ساحل قلب پاک يک ماهی نقره‌ای محکوم به تپيدن بود دست كشدار دريا تا گردن يار سنگی حلقه زد ماهی نقره‌ای به شيب ملايم گونه دلدار پای‌كوبان گريخت فرياد رشك‌آميز ماه نقره‌ای از پس ظلمت اندوه فرار موج در موج كبودی‌رنگ آب نرم بر قامت زبر ساحل گريز مرگ ماهی نقره‌ای به ژرف سيه‌فامی چشم موج‌ يار مرغ سپيد بال‌گشای از اوج كوه سنگی مغرور پيام‌آور مرگ ماه نقره‌ای مرگ موج

محمد

هر دم از این ره بری میرسد .....! واقعا برای کسانی که شعورشان به فهم و درک اداره یک شهر نمیرسد (نمونه اش همین مورد و صدها مورد دیگر) متاسفم!!! . برای کسانی که به زبونی عادت کرده و جرات اعتراض و پیگیری و مطالبه و یا حداقل گفتن حق را ندارند متاسفم !!!. نویسنده گرامی ضمن تشکر از متن زیبا و دلسوزانه ات بر این مصیبت باید عرض کنم که : "از ماست که بر ماست" . به امید روزی که لیاقت و کیاست بر رابطه بازی و دین مابای و بی کفایتی مسئولین چربش داشته باشد. یا حق

م.ت

سلام... این وطلب را حتما بخوان : http://kargozaaran.com/ShowNews.php?24640

سعید اشیری

با "لرستان در آئینه ی مباحث اقتصاد سیاسی" به روز هستم و منتظر دیدگاه شما. یا علی.

hich kas

[زبان]

امین --- تال

خیلی ناراحت شدم . اما چه میشه کرد...بقای عمر تک تک اونایی که باعث این عمل نا عادلانه شدن!!!!!!!!!!!...[ناراحت]