گویش لری !!!!

پیرو آنچه در جستار « لر پژوهی ، عشق .... » گفته همی آمد . بر آنم تا در رشته نوشتارهای - هرچند پراکنده و گاه به ناگاه - در حد توان و اندوخته ی اندکم ، به شناساندن و بررسی ی کتابها و برخی نوشتارها  که به مقوله ی لر پژوهی پرداخته اند ، بپردازم .

آغازین نوشتار این رشته نوشتارها گذر و بررسی ی مختصری است ، بر کتابی که نگارنده ی آن در پی " برخورد با برخی کلمات لری در" شاهنامه ی فردوسی  " به فکر این " می افتد که خط جدیدی برای محققین علوم ادبی هم استانی [لرستانی] در جهت پژوهش درباره زبان و گویش های اصیل را باز " کند . (صفحه ی 7 همین کتاب )

بنابر آنچه که در صفحه ی سوم این کتاب می خوانیم می بایست نام آن ، " گویش لری از منظر شاهنامه فردوسی با ضمیمه اسامی " و " به قلم مهندس حاجی رضا خدا بخشی " و ناشراش " مؤسسه انتشارات دارالنشر اسلام قم " باشد .

و البته بنابر اطلاعات ارایه شده در در صفحه ی چهارم آن ، که گویی شناسنامه ی این کتاب نیز می باشد ، ناشرش " مرکز انتشارات دارلنشر اسلام قم " و نام کتاب " گویش لری " می باشد ، که مجلدی است در قطع رقعی و مشتمل بر 48 صفحه ، که با شماره شابک" 9-003-475-964 " به ثبت رسیده است .

آنگونه و تا آنجا که دانش و آگاهی هایم می گوید ، آقای بخشی عشق وافری به لر پژوهی -  بویژه لرستان شناسی – دارد . بنابر آنچه که بیشتر کارهای ایشان دیده ام . می توان ایشان را یکی از فعال ترین پژوهندگان حوزه ادبیات بومی لرستان دانست که نخواسته است بی اعتنا از کنار آنها بگذرد .

مجلد حاضر - هرچند که همچون هر کار دیگری عاری و بدور از نقصهایی نمی باشد اما - بابی نو را بر روی مشتاقان ادب لرستان گشوده است . قضاوت در مورد این کتاب کار دشواری است .زیرا نگارنده آن " بدلیل جلوگیری از حجیم شدن کتاب و کاهش هزینه فقط لغات "  های ، را فهرست وار و بدون هر گونه توضیح و تفسیر و حلاجی در پی هم نوشته اند . البته شاید نگارنده " لدی الضروره خصوصا جوانان اهل علم و دانش پژوه بیشتر در جهت ریشه یابی و تطابق تاریخی آن " (صفحه ی 8 همین کتاب ) دست به چنین کاری زده است . با اینهمه می دانیم و بسیار نیکوتر است که مسایل پژوهشی با صرف وقت و هزینه و دقت بیشتر و بدور از هرگونه شتابزدگی و مصلحت اندیشی گرد آوری و نشر شوند . متاسفانه این شتابزدگی به وضوح و روشنی  - بخصوص در جمله بندیها - در سرتاسر این کتاب به چشم می خورد ف و نمونه های آن بسیار است .

نگارنده این کتاب را با مقدمه ی سه صفحه ای در چگونگی نوشته شدن آن آغازییده ، و پس از آنکه در دیباچه ای دو صفحه ی گویا به " گویش لری " می پردازد ، در یک صفحه و تحت عنوان "احساس خطر"  به بیان دغدغه های فرهنگی اش و لزوم ضرورت توجه و جمع آوری و حفظ و حراست از" از لهجه های محلی و قومی و خصوصا لهجه و گویش های بنیادی در معرض تهدید اختلاط ، استحاله و محاق " که " نمادهویت بنیادی ما هستند " (صفحه ی 11 همین کتاب ) می پردازد . بعد از این در دو صفحه تحت عنوان "زبان لری" به بررسی دسته بندیهای زبان لری از "نظر زبان و لهجه" ( همان ) می پردازد . در پی اینها بخشی بی عنوان که گویا همان فهرست مختصر شده ی لغات مورد نظر نگارنده و هسته و بخش اصلی و هدف تالیف کتاب می باشد ، و بیشترین وقت نگارنده را به خود تخصیص داده ، در بیست و دو صفحه آمده است . به نظر می رسد که بخش پایانی فصل نخست کتاب ذیل عنوان " توضیحات " در دو صفحه و به مدد جدولی مشتمل بر 45 واژه لری و تطبق آنها با معادلهای " زبان فارسی خالص "( به کار رفته در شاهنامه ) هریک سعی در بیان برخی قوانین " تغییر اعراب " ، "حذف" و "مخفف " سازی و ... مابین معادلها دارد . فصل دوم کتاب تنها یک بخش را در بر می گیرد . در بخش "اسامی افراد موجود در شاهنامه فردوسی " پس از توضیحی یک صفحه ای درباره ی دلیل رواج ، و رایجترین نامهای شاهنامه ای در میان عشایر و علت جمع آوری این نامها در بخش جاری فهرستی از 184 نام ( دخترانه و پسرانه ی ) شاهنامه ای در سه صفحه ارایه شده . در پایان کتاب نیز ، نام تنها منبع مورد استفاده این کتاب ذیل عنوان " منابع " قید گردیده است .

این کمینه ، ضمن احترامی که برای عشق آقای خدا بخشی به فرهنگ لری و سپاس و قدر دانی فراوانی که از تلاش ایشان در حفظ و گسترش آن دارم . اما نکاتی در این کتاب ایشان دیدم که بنابر فرموده ی خود ایشان که فرموده اند " نقد منصفانه و منطقی شما مکمل کارهای آتی من " می باشد . بدور از ارادتمندی دیدم که آنها را بیان نکنم .

اشتباه تایپی یکی از رایج ترین مواردی است که در همه ی متنها وجود دارد ، و هرچه قدر که متنها طولانی تر می شوند این اشتباهات فزونتر می گردند . البته متنی ارجمندتر است که توجه و دقت نگارنده و ویراستار و ... اش را با هرچه اندک تر شدن اینگ.نه از اشتباه نشان دهد . و البته دوری از اینسان اشتباهات برای متنهای مختصرتر ، بیشتر متصوراست . متاسفانه این مورد در کتاب بیداد می کند . یه نمونه آن نام نگارنده است که در روی جلد " مهندس حاج رضا خدا بخشی " و در صفحات سوم و چهارم آن ، " به قلم مهندس حاجی رضا خدابخشی" و در صفحه هشتم در پایان مقدمه " حاجی رضا خدا بخشی " آمده است . اینکه آیا مصلحت و اغماضی در کار بوده و یا سهوی و بی دقتی رخ داده است را ، الله اعلم .

 گذشته از اندیشه ی نه چندان دور از ذهن و تکراری ی ، تشابه برخی واژگان معمول امروز لری با واژگانی که در شاهنامه به کار برده شده اند ، خواننده ، پس از مطالعه این کتاب ، در هیچ یک از بخشها ، با هیچ گونه داده یا نظریه ی نوینی روبرو نمی شود . و همانگونه که پیشتر نیز گفته شد آنچه که خواننده در صفحات گنجانیده شده در میان دو جلد می بیند ، تا می بیند فهرستی آشفته و با تعجیل ، سر هم بندی شده از کلمات است و بس . این نقیصه این فکر را در ذهن متبادر می کند ، که شاید این کتاب ماحصل اندیشه ی است ، که تنها به انجام دادن کاری – در هر سطحی از کیفیت اما در کمیتی مشخص – می نگرد .

مورد دیگری که می توان به وضوح آنرا در این کتاب مشاهده کرد ، و بسیار هم مهم است ، عدم شناخت درست و علمی ی نگارنده از تعریف زبان و گویش و لهجه و کلا مباحث زبانشناسی و زبانشناختی است . وی حتی تفاوت زبان ، گویش و لهجه را نمی داند . تاریخ و سرگذشت و ساختار آوایی و ... زبان فارسی را –  که مدعیست " اغلب زبان شناسان از این گویش و لهجه [ زبان لری ] با نام فارسی شکسته یاد می کنند "  ( ص 9 ) -  نمی داند . از فتوای کتاب می توان به روشنی دریافت که حتی از زبان مادری خود -  لری -  هم اگاهی چندانی ندارد ، یا اگر دارد از حد حفظ کردن واژگان فراتر نمی رود . وی یک جا از زبان لری با نام گویش (ص 9 و 10 و... ) و جایی دیگر با نام لهجه ( ص9 و 12 و ...) و جایی هم با نام زبان(ص 12)  یاد می کند . ای کاش ابتداء نگارنده ، دست کم ، در ذهن خود تکلیف زبان ، گویش و یا لهجه بودن لری را مشخص می نمود و در طول کتاب از آن با یکی از این نامها یاد می کرد . ای کاش نگارنده می دانست که لری به دلایل کاملا علمی ( مانند تفهیم و تفاهم ) و به گفته زبانشناسانی همچون ارانسکی ، آنوبی ، امان و لویمر و ...  یک زبان است و برای زبان بودن نیازی به داشتن خط و کتابت و یا حمایت یک قدرت سیاسی و اقتصادی و نظامی نیست . ای کاش نگارنده می دانست که " لری عموما از گروه زبانهای ایرانی جنوب غربی " (ص 9 ) نبوده بلکه همواره در این گروه زبانی جای دارد و بعد از زبان فارسی مهمترین زبان این گروه است . ای کاش می دانست ، با آنکه لری و فارسی در یک گروه اند و طبعا خاصیتهای مشترکی نیز دارند اما ، ساختار واژه ، نظام هجایی و آوایی و ساختار و ... زبان لری بسیار با ساختار واژه ، نظام هجایی و آوایی و ساختار و ... زبان فارسی تفاوت دارد . برای نمونه ای کوچک جدول زیر را ببینید .

مقایسه ی نظام هجایی زبانهای لری و فارسی

ردیف

زبان لری

زبان فارسی

نظام هجایی

نمونه

نظام هجایی

نمونه

1

CV

با

CV

با

2

CVV

بوه (پدر)

---

---

3

CVC

دار (درخت)

CVC

بال

4

---

---

CVCC

گفت

 

صامت = C

 مصوت V =

ای کاش نگارنده می دانست که فارسی امروزی ، فارسی دری ، فارسی میانه ، فارسی باستان و .... با هم تفاوت دارند . و البته ممکن است زبان لری و زبان فارسی ، ضمن حفظ شخصیت و هویت مستقل خود ، دختران یکی از این زبانها باشند . ای کاش نگارنده می دانست ، شاهنامه " سند معتبر لسانی " ی زبان فارسی است ، و زبان لری یا هر زبان - ایرانی ی - دیگری برای یافتن "هویت و اعتبار " و نشان دادن "قدمت " خود نیازی به داشتن " ریشۀ عمیق در شاهنامه " ندارد (ص 13) . از سویی دیگر ه

/ 5 نظر / 84 بازدید
سيروس

سلام اقا احد جان .. اگه اين جدول دومی رو يکم کوچيک کنی وبلاگت بر ميگرده به حالت اولش به نمياد پايين شما که استادی ولی ظاهر وبلاگ قشنگ خراب شده

همشهری

ببخشيد که بی ربط می نويسم.ولی امروز خبری شنيدم که مو بر تن آدمی سیخ می شود.قرار است به زودی (نمی دانم کی؟) ۶ نفر در شهر خرم آباد اعدام شوند. آنچه آدمی را متاسف می کند استقبال عموم مردم و تاييد چنين احکام وحشيانه و خشونت آميزی است. آيا منظره جان دادن يک انسان ديدنی است که اين خلق بی شعور چنين به هيجان می آيند و به تماشا می شتباند؟

احد رستگار فرد

سلام همشهری تا جرمشو چئ بوه . خو ار جنايتئ کردوهن حقه شو نئ وه نظرت ؟؟؟؟

محمود

سلام به دنبال يک مطلب که در نشريه لور درج شده بود سعی کردم وبلاگ اصلی شما را پيدا کنم . مطلب جالب و قابل تأملی بود . باور کنيد بعد از مدتها که به لربلاگها سر ميزنم اين سومين مطلبی بود که خيلی از خواندن آن لذت بردم .با اینکه این کتاب را نخوانده ام ونخواهم خواند اما به قول شما کسی که هنوز فرق میان فارسی امروزی و دری و میانه و باستان را نمیداند چرا دست به چنین کاری میزند ؟ موفق باشيد برادر کوچک شما محمود .

محمود

راستی يادم رفت يک کتاب در مورد گويشهای لری رايج در لرستان سال ۱۳۴۲ توسط انتشارات طهوری به قلم آقای علی حصوری چاپ شده کتاب قابل تأملی است .