احـد رستگار فرد

پروفایل من

وضعيت آب و هوا

ابزار نمايش اوقات شرعي

آرشیو وبلاگ
      خرم آباد (خرم آباد با نام واقعی «خــــورمـۈه» شهری از ژرفای تاریخ)
گذری بر چگونگی انتخاب نظام و دستگاه خط لور 1 نویسنده: احـد رستگار فرد - شنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٢

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات در مسیر ثبت و نوشتن صحیح واژگان، آموزش و گسترش زبان‌های لری، نبود یک رسم‌الخط مورد قبول و واحد است، این امر فاصله زیادی را بین نویسندگان و مخاطب/نویسنده ایجاد می‌کند؛ به همین دلیل انتخاب یک رسم‌الخط برای زبان‌های لری ضروری می‌نماید.


بنابراین با توجه به آنچه که در ادامه خواهد آمد، بایسته می‌نمود که با گذر از فعالیت‌های انفرادی و حرکت به سمت فعالیت‌های گروهی، یک گروه کاری از علاقه‌مندانی که دانش و یا تجربه فعالیتی در این زمینه داشتند گرد هم آیند، تا با بررسی تجربه سایر ملل و اقوام و نیز فعالیت‌های که در زمینه ابداع رسم‌الخطی برای زبان‌‌های لری انجام گرفته، یک رسم‌الخط را که مختص خود لرها باشد و یادگیری آن برای هر شخصی در هر سنی با هر سطح سوادی آسان و سهل باشد، ابداع نمایند. سپس، به این امید که همه گیر شود و همه از آن استفاده کنند، زمان و انرژی خود را مصروف رفع ایرادات احتمالی، معرفی و گسترش این قرارداد نوشتاری کرده تا آن را به صورت پذیرفته شده در میان لرها جا بیاندازند.

برای رسیدن به این هدف ابتدا باید به بررسی رسم‌الخط‌های نزدیک و آشنا برای لرها و روند شکل گیری پرداخت و ایرادهایی را که به هر رسم‌الخط وارد است مورد توجه قرار داد. بنابراین در ادامه سرگذشت خط در زبان‌های دیگر را مورد بررسی قرار داده و از تجربیات آنان در این زمینه استفاده خواهیم نمود.

 

1.1.1       خط (نوشتار) :

«دبیره»  یا  «خَط»  هنر یا وسیله‌ای برای ثبت و نوشتن ذهنیات و تفکرات با استفاده از علائمی است که به چشم آشنا باشد و دیده شود. جاحظ می‌گوید: خط زبان دست است و حافظ افکار و آثار[1]. در واقع، بشر از زمانی که خواست آنچه را می‌اندیشد نقش کند، در حقیقت قدم به دنیای خط و نگارش نهاد.[2][3]

واژه خط واژه‌ای عربی است. واژه «دبیره» در پارسی میانه برای همین معنی به کار می‌رفته است. این واژه در پارسی باستان و در سنگ‌نوشته‌های هخامنشی به شکل «دیپی» آمده است.

1.1.2       تاریخچه و انواع نظام خط :

از نظر مراحل رشد و تکامل در طول کل تاریخ بشری می‌توان گفت که در قدیم یک سلسله اعمال و علایمی وجود داشت که تا حدی به حفظ خاطره‌ها و اموری که باید حفظ شوند، کمک می‌کرد، نظیر:  «چوب‌خط‌های» کوچک آلمانی‌های قدیم و یا «ریسمان‌های گره خورده» مردمان « پرو» از زمان  «اینکاها» و یا «گردن بندهای صدفی» قوم  «ایروکوا» به نام  «وامپون» و بالاخره «چوب‌خط‌های» استرالیایی‌ها.

1.1.2.1        خط اندیشه نگار:

1.1.2.1.1       خط اندیشه نگار تصویری:

«خط تصویری[4]» مرحله دوم از مراحل اساسی خط است. در این مرحله برای اظهار یک فکر، صورت آن را می‌کشیدند، مثلاً برای نوشتن یک حیوان، شکل آن را می‌کشیدند[5] شاید احتیاج به حفظ خاطره‌ها و ثبت اندیشه‌ها، نخستین محرک پیدایش خط در بین اقوام ابتدایی بوده ‌است. چرا که انسان اولیه برای حفظ اموری که می‌خواست سال‌های دراز باقی بماند، ابتدا به رسم شکل و صور آن‌ها پرداخت و تصویرهای واقعی را برای ارتباط کتبی ترسیم کرد و از این تصویر نگاری، خط تصویری آغاز شد. تعداد فراوان تصویرها و عدم امکان نقش کردن مسائل غیر فیزیکی همچون اندیشه‌ها، عواطف و احساسات، از کمبودهای این روش نگارش بود.

روش تصویر نگاری در ابتدا به رسم صورت اشیاء می‌پرداخت، اما بعدها کم کم این تصویرها شکل ساده‌تر و نمادین‌تری به خود گرفتند و برای مفاهیم عاطفی نیز، علائمی قراردادی وضع شد. بدین ترتیب، بشر توانست با تصویر اشیایی شبیه به اندیشه‌ها، به نمایش اندیشه نیز اقدام کند، مثلاً نقش «دو پا» نشانه راه رفتن و «چشم اشک آلود» نشانه اندوهگینی بود. این طریق نمایش اندیشه، در تاریخ خطوط،   «خط اندیشه[6]» نگار نام دارد. در دنیای قدیم چهار نوع خط اندیشه نگار  به شرح زیر وجود داشته است: 

أ‌)        خط گرجی

ب‌)   خط چینی

ت‌)   خط مصری

ث‌)   خط میخی

1.1.2.1.2      خط گرجی:

خط اصلی زبان گرجی به نام «مخدرولی[7]» یکی از قدیمی‌ترین سیستم‌های نوشتاری جهان است.. بر اساس روایات تاریخی که در کتاب باستانی «سرگذشت کارتی[8] آمده است، خط گرجی در دوره‌ی استقرار دولت گرجستان شرقی یا همان  «ایبریا»  در ۴ قرن پیش از میلاد حضرت عیسی (ع) اختراع شده است. گفته می‌شود که «پارناواز» اولین پادشاه «کارتیل» الفبا را اختراع کرده است.ولی با استناد به آثار مکتوب گرجی که در دست پژوهشگران قرار دارد، تاریخ موثق نوشتار گرجی به قرن ۴ میلادی باز می‌گردد.[9]

قدیمی‌ترین سنگ‌نبشته‌ی گرجی به وسیله «کوربو» باستان‌شناس ایتالیایی در فلسطین کشف شد و تاریخ کتابت آن در حدود سال ۴۳۳ میلادی تعیین گردیده است. در سرزمین گرجستان قدیمی‌ترین اثر خطی سنگ‌نبشته‌ای است که بر دیوار کلیسای «بولنیسی» واقع در جنوب گرجستان وجود دارد و تاریخ کتابت آن، سال ۴۹۲ میلادی تخمین زده شده است. باید در نظر داشت که در اکتشافات اخیر در ایالت  «کاختی» گرجستان اشیایی به دست آمده است که در حدود یک قرن پیش از میلاد حضرت عیسی (ع) بر روی آن‌ها جملات کوتاهی به زبان گرجی نوشته شده است.[10]

الفبای گرجی چه در قرون گذشته و چه در عصر حاضر تنها الفبایی است که توسط گرجی‌ها مورد استفاده قرار گرفته است؛ ولی حوزه استعمال آن در بعضی موارد از مرزهای گرجستان هم فراتر رفته ‌است. غیر از خود گرجی‌ها الفبای گرجی در قرون وسطی مورد استفاده بعضی از ساکنان شمال قفقاز نیز قرار گرفته ‌است. مثلاً در  «داغستان»،   «چچن» و  «اینگوشتیا»، سنگ مقبره‌ها و کتیبه‌های متعددی وجود دارد که به زبان گرجی نوشته شده است.[11]

1.1.2.1.3     خط چینی:

چینی‌ها ابتدا با رسم اشکالی آغاز به نگارش کردند. نارسایی علامات موجب شد که ایشان بعدها ترکیباتی بسازند و با آن ترکیبات به بیان اندیشه‌های خود بپردازند. این ترکیبات گرچه تصویر کننده اندیشه‌های آنان بود، ولی در انتقال مقاصد آن‌ها کاملاً موفق نبود. تا آنکه چینی‌ها با پدید آوردن علاماتی که بیشتر تکیه بر اصوات می‌کرد، به نوعی خط «صوت نگار» دست یافتند. این خط «صوت نگار» گرچه از حیث آنکه با زبان بستگی داشت و در مرحله‌ای جلوتر از خط قدیم بود، ولی از آنجا که هر حرف می‌توانست نمایشگر اصوات مختلف چندی باشد؛ دارای نقایص بسیاری بود. چینی‌ها برای رهایی از این نقص، یعنی نمایش معنی حقیقی هر علامت از علائمی «اندیشه نگار» به نام کلید استفاده کردند. هر کلید مبین یک نوع اندیشه بود. دانشوران چینی بعدها به یک نوع خط تندنویسی دست یافتند که بعدها نمونه خط ژاپنی شد.

1.1.2.1.4      خط هیروگلیف مصری:

خط «هیروگلیف» مصری، در ادامه خط اندیشه نگار، وارد عرصه نگارش شد. گستره انتشار آن بیشتر در مصر و در دست کاهنان بود. یونانیان این نام را بدان بخشیدند که در زبان یونانی به معنی «نوشته نشانه‌های مقدس» است، آن‌ها، این خط را اعجاب‌آور و پر از رمز و رازهای پنهانی کاهنان مصر می‌دانستند. سابقه خط هیروگلیف را تا هزاره چهارم پیش از میلاد نیز می‌توان پیش برد. خط هیروگلیف را معمولاً افقی و از راست به چپ می‌نوشتند، البته به ندرت از چپ به راست و گاهی نیز از بالا به پایین نوشته می‌شد. هیروگلیف، خط اندیشه نگار کامل نیست و در آن عناصر صوتی و الفبایی بیشتر وجود دارد. همچنین تصویر انسان‌ها و حیوانات در این خط احتمالاً مربوط به آغاز خط است.[12]

با پیدایش پاپیروس، خط هیروگلیف در مصر تحول می‌یابد و به سمت سادگی می‌گراید و خط «هیراتیک» [13] از آن پدید آمد که بعدها نیز با به هم ریختگی آن نوعی خط تندنویسی به نام خط «دموتیک» یا خط عامیانه به وجود ‌آمد. مرحله بعدی خط، خط میخی است.

1.1.2.1.5      خط میخی:

خط میخی[14]، اصلی اندیشه نگار داشت و در همه کشورهای آسیای غربی به کار می‌رفت. اکثر صاحب‌نظران خط و زبان‌های باستانی بر این باورند که منشأ پیدایش خط از غرب ایران یعنی جنوب بین‌النهرین و سرزمین  «سومر» بوده ‌است؛ و کهن‌ترین اقوامی که در بین‌النهرین خط میخی را به کار برده‌اند، «سومریان» هستند. سومریان چون مصری‌ها و چینی‌ها، از نخستین اقوامی هستند که تمایل به ضبط گفتار و اندیشه‌هایشان داشتند. کاتبان سومری با ابداع خط میخی تصویری جامعه بشری را از دوران مجهول و تاریک ماقبل تاریخ وارد مرحله تاریخی کردند. آن‌ها با ابداع خط میخی دوره‌ای را آغاز کردند که به عنوان «آغاز خط نویسی» شهرت دارد. گرچه پیدایش خط و کتابت نخستین بار در نیمه دوم هزاره چهارم پیش از میلاد، در جنوب بین‌النهرین و توسط کاتبان و دبیران سومری محقق شد، اما گسترش و تکامل آن به آغاز هزاره سوم پیش از میلاد برمی‌گردد. برخی حتی بر این نظرند که خط هیروگلیف مصری، همزمان و برگرفته از خط تصویری سومری به وجود آمده است.[15]

سومریان، کهن‌ترین ساکنان شناخته شده جنوب بین‌النهرین، قومی متمدن و پیشرفته بودند. آنان از نژاد «سامی» نبودند و با عنوان ساکنان غیر سامی بین‌النهرین از ایشان یاد می‌کنند. برخی این احتمال را می‌دهند که از کنار دریا به این منطقه مهاجرت کرده باشند. رد پای آن‌ها از اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد در «میان‌رودان» دیده می‌شود.  علم نجوم، تقسیم ساعت به ۶۰ دقیقه و دقیقه به ۶۰ ثانیه، مسائل هندسی و اوزان، میراث‌های گران‌بهایی هستند که این قوم برای آشوری‌ها و بابلی‌ها بر جای گذاشتند. سومری‌ها چون پیوندی با همسایگانشان نداشتند از میان رفتند یا جذب اقوام سامی شدند.

خط میخی و خط هیروگلیف علاوه بر تفاوت‌های ظاهری، در ابزار و نحوه نوشتن نیز با هم تفاوت داشتند. خط هیروگلیف با قلم نی و مرکب بر روی پاپیروس نگاشته می‌شد، درحالی‌که برای نوشتن خطوط میخی نیاز به لوحه‌های گلی نرمی بود که با قلم چوبی بر آن می‌نگاشتند و سپس لوحه را می‌پختند. اولین یافته‌های نگارشی بشر که به صورت الواح گلین برجای مانده متعلق به تمدن‌های بین‌النهرین است.

همزمان با پیشرفت خط سعی دیگری نیز به عمل آمد و آن توسعه محل و مواد نوشتن بود. قبل از پیدایی کاغذ از سنگ و فلزات استفاده می‌کردند و غیر از سنگ و فلزات از پوست درختان و جانوران نیز استفاده می‌شد، ولی گرانی قیمت این دو پوست موجب شد که در مصرف آن اقتصاد بورزند و نتیجه این صرفه‌جویی اقتصادی، یکی فشردگی در نوشتن بود و دیگر استفاده از علائم اختصاری و همچنین تراش پوست و استفاده مجدد از آن بود.

1.1.2.1.6      خط میخی ایلامی[16]:

از خط میخی سومری نخستین خط «میخی ایلامی» منشعب می‌شود، که برای نگارش زبان ایلامی به کار می‌رود که جزو زبان‌های منفرد است. در واقع کمی بعد از پیدایش خط میخی تصویری سومری و بابلی، ساکنان منطقه شمالی دشت خوزستان و کوهپایه‌های زاگرس نوع دیگری از خط میخی تصویری را به کار بردند که به خط ما قبل عیلامی (پروتو عیلامی[17]) مشهور شد. پروفسور «والتر هینتس» می‌نویسد:

« ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد وقتی که سومری‌ها خط تصویری را به عنوان بهترین وسیله برای مکاتبات خود اختراع کردند؛ این ابداع به سرعت به همسایگان عیلامی آن‌ها رسید. صرف نظر از اختلاف در جزئیات، تردید نباید کرد که خط تصویری عیلامی بر مبنای سرمشق سومری تدوین شده است. این خط به سرعت گسترش یافت و تقریباً همزمان در شمال شرق کاشان (میان تهران و اصفهان) و در شرق دور و جنوب در کرمان ظاهر شد.»

1.1.2.1.7      خط میخی اکدی[18]:

خط میخی اکدی (بابلی) نیز از شاخه‌های خط سومری است. خط میخی نه تنها در میان‌رودان که در گستره وسیعی رواج یافت. در آسیای صغیر و میان‌رودان شمالی و در میان «هیتی‌ها»، «هوری‌ها»، «اورارتورها»، «لولوبی‌ها» و «کاسی‌ها» و غیره.

1.1.2.1.8     خط میخی هخامنشی[19]:

خط میخی کتیبه‌های فارسی باستان دوره هخامنشی[20] از روی خط میخی بابلی و ایلامی درست شده است که نسبت به آن‌ها علائم ساده‌تر و کمتری دارد.  خط میخی زبان فارسی را می‌توانیم صورت تکامل یافته خطوط میخی دیگر بدانیم که حروف هجایی در آن هستند (یعنی مصوت به همراه صامت). به همین دلیل بسیاری آن را بسیار نزدیک به خطوط هجایی می‌دانند. این خط از چپ به راست نوشته می‌شد.

1.1.2.1.9      خط واژه نگار:

نارسایی روش اندیشه نگاری موجب شد که در کار نگارش طریق دیگری پیش آید که بستگی بیشتر با زبان داشته باشد، یعنی بستگی با اصواتی که وقتی گوش آن‌ها را شنید، معانی آن‌ها را درک کند.  در این روش، واژه‌ها با علایمی نمایش داده می‌شوند که ربطی با اصوات مزبور نداشتند، ولی در عوض این ویژگی را داشتند که وقتی چشم آن‌ها را می‌دید، زبان الفاظی را قرین این علامات کند. این نوع از خط را «واژه نگار»[21]گویند.

1.1.2.2       خط آوانگار:[22]

1.1.2.2.1      خط آوانگار هجایی:[23]

با به کار بستن علایمی که شکل واژه‌های آن جناس لفظی با واژه‌های بیانگر معانی آن‌ها دارد، خط به مرحله هجایی کشانیده شد. در این مرحله، هر هجا با علامتی ویژه همراه است.[24]

1.1.2.2.2     خط آوانگار الفبایی:[25]

با پیشرفت نمایش هجایی یا همان خط، کم‌کم روش الفبایی خط به وجود آمد. در روش سیلابی، با تجزیه هجاها و نمایش مجزای هر یک از آن‌ها، مطلب شکل تحریری به خود می‌گیرد.[26]

1.1.2.3      تاریخ خطوط ایرانی:

1.1.2.3.1     خط فنیقی:

هم زمان با تکامل تدریجی خطوط میخی و در هزاره دوم پیش از میلاد خط دیگری در سرزمین «فنیقیه» پا به عرصه وجود می‌گذارد و آن خط  «هیروگلیف هیتیتی» است که به خط فنیقی شهرت دارد. قدیمی‌ترین نمونه این خط در کاوش‌های شهر «گوبله»، از شهرهای فنیقیه باستان (حوالی سوریه کنونی) که یونانیان آن را «بیبلوس» می‌نامیدند، به دست آمده ‌است. شهر بیبلوس در میان یونانیان، به عنوان داشتن بهترین پاپیروس‌ها، شهرت داشت و مرکز مهم بازرگانی مصر و یونان بود. چون یونانیان وسایل نوشتن خود را از این شهر به دست می‌آورند نام بیبلوس در نزد آن‌ها به معنی کتاب گرفته شد و بعدها «Bible» مفهوم کتاب دینی تورات و انجیل را یافت.[27]

الفبای فنیقی با ۲۲ علامت خطی که تنها صامت‌ها را نشان می‌داد، از راست به چپ نوشته می‌شد. به ‌نظر خط شناسان، نشانه‌هایی از خط مصری باستان و خطوط تصویری را در الفبای فنیقی می‌توان یافت. این خط برخلاف خط هیروگلیف که در انحصار کاهنان بود و یا خط میخی که تنها طبقه دبیران با آن سرو کار داشتند، به راحتی در دسترس عامه قرار گرفت. فراگرفتن این خط آسان بود و کتابت و نوشتن با آن نیز بسیار آسان بود، بنابراین استفاده از آن گسترش زیادی یافت.

می‌توان گفت که فنیقی‌ها نخستین کسانی بودند که افتخار کشف الفبای حقیقی را دارند. با پیدایش این خط سایر خطوط جز خط چینی، از قلمرو نویسندگی خارج شدند. این خط در آسیای غربی نفوذ یافت و جایگزین خط میخی شد. از طریق قوم آرامی، الفبای فنیقی در مصر و عربستان و میان‌رودان تا هند بسط یافت و همچنین به غرب (اروپای امروز) که هنوز دارای خط و کتابت نبود راه یافت. این کار از طریق یونان انجام گرفت که با فنیقی‌ها ارتباط بازرگانی داشتند.  الفبای یونانی و رومی از الفبای فنیقی پدید آمده ‌است و از آنجا که الفبای سایر کشورهای اروپایی مشتق از این دو الفباء می‌باشد، می‌توان گفت که مبدأ خطوط ملل اروپایی، فنیقی است.

اصول این خط بعدها با اختراع علائمی برای نشان دادن حروف مصوت به وسیله یونانی‌ها کامل شد. یونانیان این علائم را با اسم سامی آن که نماینده دو حرف اول آن بود، «آلفا بتا» نامیدند و برای استفاده خود تغییراتی در آن دادند. مصوت‌ها را وارد خط ساختند و خط صامت نگار را به آوانگار تبدیل کردند. جهت نگارش را نیز تغییر دادند و از چپ به راست نوشتند. گونه‌ای از خط یونانی را، یونانیان مهاجر با خود به روم بردند و در آنجا بر این مبنا، الفبای لاتینی به وجود آمد که زبان‌های گوناگون اروپا بدان خط نوشته شد. بخشی از اروپای شرقی که به کلیسای دوم وابسته بودند، الفبای لاتینی را برای نگارش برگزیدند، مانند لهستانی‌ها،  چک‌ها و کروات‌ها.

در سده نهم میلادی کشیشی از کلیسای بیزانس به نام «سیریل» با ترکیبی از الفبای یونانی و رومی خطی را برای نگارش زبان اسلاوی به وجود آورد. گونه‌ای تعدیل شده از این الفبا که« سیریلیک» نامیده می‌شود برای نگارش زبان روسی و دیگر زبان‌های هم جوار به کارمی رود.

الفبای فنیقی به نوعی شبه قاره هند را نیز در نوردید. دانشمندان،  «خط برهمایی» هند را از فرزندان همین خط می‌دانند که زبان «سانسکریت» و دیگر زبان‌های هندی با آن نوشته می‌شود. متون دینی بودایی به زبان خُتَنی (سکایی) که یکی از زبان‌های ایرانی شرقی دوره میانه است به خط برهمایی نوشته شده است.

1.1.2.3.2    خط آرامی:

یکی دیگر از فرزندان خط فنیقی خط آرامی است که به سرعت در خاورمیانه پخش شد.[28] آرامی‌ها اقوامی بودند که از صحرای شمالی عربستان به سوی خاورمیانه مهاجرت کردند و در بین‌النهرین مستقر شدند. در اوایل هزاره اول پیش از میلاد، حکومت‌هایی برای خود برپا کردند ولی به زودی مقهور و خراج‌گزار آشوری‌ها گشتند. اما از آنجا که بازرگانان موفقی بودند نفوذ ریشه‌داری در منطقه به دست آوردند. ایشان محل استقرار خود را در «بابل» و «نینوا» قرار دادند و بر جمعیتشان نیز افزوده شد و زبان این قوم زمانی دراز در این منطقه ماندگار شد. مهم‌تر این که بر مبنای الفبای فنیقی، خط آرامی به وجود آمد که به سرعت رواج یافت و تبدیل به خط بین‌المللی منطقه شد و زبان آرامی نیز که چندان دور از زبان‌های سامی آن نواحی نبود، تبدیل به زبان ارتباطی خاورمیانه گشت.

ملک‌الشعرای بهار در سبک‌شناسی می‌نویسد:

«اصل خط آرامی که از کجا شاخه گرفته ‌است درست محقق نیست، برخی تصور کرده‌اند که خط مذکور از روی خط هیروگلیف مصر تقلید شده است زیرا هر چند خط نامبرده خط الفبایی است مع‌ذلک حروفی در آن خط هست که حاکی از صورتی است که خود آن حرف هم به معنی همان صورت است مانند الف «عَلفّیا» به معنی «گاو» که در اصل به شکل سر گاو بوده و بعد که از حال نگاری به حال صوتی افتاده صدای «آو» یافته و بعد حرف الف و صدای«اَ اِ اُ» پیدا کرده است. دیگر «ب» که نام او «بیت» است و در اصل به صورت خانه مسقف بوده است. همچنین «جیم» که نامش «گمیل» است و در اصل صورت جَمل (شتر) بوده و «طِطْ» که نام و صورت افعی است و «عین» که به شکل چشم است و «لامد» که به شکل عصا است و «هی» که به صورت شبکه ‌است و غیره... و گروهی گویند که خط آرامی از مخترعات یکی از ملل سامی است و جمعی آن را مأخوذ از خط فنیقی دانند. چنان که گذشت و جماعتی گویند خط فنیقی از خط آرامی اخذ شده است زیرا خط آرامی از دو هزار سال قبل از میلاد وجود داشته است.»[29]

«پدید آمدن دولت هخامنشی که سرزمینی گسترده از ماوراء‏النهر تا بین‏النهرین را در بر می‌گرفت و نیاز به یک زبان واحد داشت، بر گسترش خط و زبان آرامی در این امپراتوری افزود. خط میخی برای نقر و نقش کتیبه به کار می‌رفته ‌است و از برای نامه‌ها و دیگر نیازمندی‌های عمومی مناسب نبوده ‌است از این رو خط ساده و الفبایی «آرامی» که از عهد کلدانیان در آسیای صغیر معروف بود به تدریج اهمیت پیدا کرد. ابتدا به مناسبت سهولت هر جا به خط میخی چیزی نوشته می‌شد نام صاحب خط یا اگر آن چیز ظرف سفالی یا جنس دیگری بود نام خریدار یا فروشنده را در کنار آن به خط آرامی می‌نوشتند، ولی بعدها وسعتِ استعمال این خط به جایی رسید که در تمام قلمرو ایران، عراق، آسیای صغیر و مصر عمومیت یافت و مکاتیب حکام، پادشاهان، روابط ملل، روزنامه‌های دولتی، فرمان‌ها و نوشته‌های عادی همه با خط آرامی انجام می‌گرفت. ترقی روز افزون این خط با حمایت و تقویت شاهنشاهان هخامنشی حاصل آمد که در شاهنشاهی خود متعرض آئین، رسم‌ها، خط و زبان ملل تابعه نمی‌شدند.»[30]

خط و زبان آرامی در دولت هخامنشی تبدیل به زبان دیوانی شد و دبیران آرامی‏نژاد و آرامی‌زبان در دستگاه‌های دیوانی ایالت‌های مختلف سرزمین هخامنشی به خدمت مشغول شدند. زبان و خط آرامی با عنوان «آرامی رسمی» یا «آرامی امپراتوری» پا به پای زبان فارسی باستان و خط میخی که تنها در کتیبه‏های هخامنشی به کار می‏رفت، در ارسال مراسلات به کار گرفته شد. بدین صورت که هرگاه نامه‌ای به ایالتی نوشته می‌شد، دبیر آرامی‌زبان آن را به زبان و الفبای آرامی می‏نوشت و نامه به ایالت‌های دیگر فرستاده می‌شد و در آنجا دبیرهایی از همین نوع، آن را به زبان آن ایالت برمی‏گرداندند و بر می‌خواندند.

1.1.2.3.3   خط پهلوی :

پس از دوران هخامنشی، در دوره کوتاه مدت اسکندر و سلوکی‏ها، زبان و خط یونانی در مراسلات رسمی و اداری به کار رفت تا این که در زمان اشکانیان،  خط پهلوی اشکانی برای نوشتن زبان پهلوی اشکانی، بر مبنای خط آرامی پایه ‏ریزی شد و سپس خط پهلوی ساسانی در همین راستا به وجود آمد که هرکدام گونه‏های کتیبه‌ای و تحریری دارند. این خطوط صامت نگار هستند و حتی تعداد علامت‌ها نسبت به الفبای آرامی نیز کمتر است و همین موضوع مشکلاتی را برای خواندن زبان پهلوی ایجاد می‏کند. این خطوط از راست به چپ نوشته می‏شوند.

1.1.2.3.4    خط اوستایی:

خط اوستایی، برای نگارش کتاب دینی زرتشتیان به کار رفته است و یکی از کامل‌ترین خطوط دنیاست، و بر مبنای خط پهلوی ساسانی اختراع شده است. این خط آوانگار با ۵۳ یا ۵۸ علامت صامت و مصوت از قابلیت نگارش بسیار بالایی برخوردار است. از راست به چپ نوشته می‏شود و به نام‌های «دین دبیره» و «دین دبیریه»، «دین دفیره» و... هم نامیده می‏شده. از نخستین سده‏های اسلامی چون زبان و خط پهلوی حالت رسمی خود را از دست داد، مشکلات آن بیشتر عیان شد و برای سهولت در خواندن متون پهلوی آن را به الفبای اوستایی برگرداندند. این نحوه نگارش پازند نامیده می‏شود. در دوره زبان‌های ایرانی میانه خطی که «مانی» در آثار خود به کار برده ‌است نیز از اهمیت ویژه‏ ای برخوردار بود. مانی خط را بر مبنای خط سریانی ابداع کرد که نسبت به خط پهلوی از امتیازات بهتری برخوردار است و در آن موازین زیبا شناختی خطی مراعات شده است.

1.1.2.3.5    خط سریانی :

زبان‌های سریانی یکی از زبان‌های گروه شرقی زبان آرامی است که در دوران گذشته زبان علم بود. بسیاری از آثار علمی یونانی و پهلوی و عبری به این زبان برگردانده شده است. خط سریانی از فرزندان خط آرامی به شمار می‏آید. سریانی‌های مقیم عراق خط خود را با چند قلم می‌نوشتند که از آن جمله، خط مشهور به سطرنجیلی مخصوص کتابت تورات و انجیل بوده است. عرب‌ها در قرن اول پس از اسلام این خط (سطرنجیلی) را از سریانی اقتباس کردند و یکی از وسائل پیشرفت آنان همین خط بوده است. بعدها خط کوفی از همان خط پدید آمد و هر دو خط از هر جهت بهم شبیه نیستند.

1.1.2.3.6     خط کوفی:

خط کوفی از سریانی پدید آمده ‌است و به خط کتابت اولیه قرآن مشهور است. این شبهه که در زمان کتابت وحی، خطی به نام کوفی وجود نداشته، چندان بی دلیل نیست، چرا که خط کوفی در ابتدا به خط «حیری» مشهور بود و بعدها که مسلمانان کوفه را در زمان عمر خلیفه دوم، نزدیک شهر حیره و انبار بنا نمودند، این خط نام کوفی گرفت. در روایتی از ابن عباس نقل شده است که: «مردم انبار از مردم تیره خط آموخته‌اند، و یکی از آن‌ها خط را به «عبدالله بن جدعان» و او به «حرب بن امیه» آموخته و خط حجازی قریشیان از این راه پدید آمده.»[31]

عرب‌ها در سفرهای بازرگانی که به شام می‌رفتند خط نبطی را از مردم حوران و خط حیری (کوفی) را از عراق آورده‌اند و همان‌طور که تورات به خط «سطرنجیلی» تحریر می‌یافت، آن‌ها نیز قرآن را با خط کوفی نوشتند. در خط کوفی و خط سطرنجیلی چنین رسم است که اگر الف ممدود در وسط کلمه واقع می‌شد، در کتابت از قلم می‌افتاد. چنانکه در اوایل اسلام، مخصوصاً در تحریر قرآن این قاعده کاملاً مراعات می‌شد و به جای «کِتاب» می‌نوشتند «کِتب»، یا بجای «ظالمین»، «ظلمین» می‌نوشتند.

1.1.2.3.7    خط عربی :

می‌توان گفت خط عربی نیز با واسطه خط نبطی از خط آرامی به وجود آمده است. خط عربی به اجمال بنا بر گفته جرجی زیدان چنین است. اعراب حجاز مدرکی دال بر خط و سواد داشتن خود ندارند، ولی از اعراب شمال و جنوب حجاز آثار کتابت بسیاری بدست آمده ‌است که معروف‌ترین ایشان، مردمان یمن هستند که با حروف مسند می‌نوشتند و دیگر نبطی‌های شمال، که خطشان نبطی است. مردم حجاز که بر اثر صحرانشینی از کتابت و خط بی‌بهره ماندند، کمی پیش از اسلام به عراق و شام می‌رفتند و به طور عاریتی از خط عراقیان و شامیان استفاده می‌کردند و وقتی به حجاز می‌آمدند، عربی خود را با حروف نبطی یا سریانی و عبرانی می‌نوشتند.

خط سریانی و نبطی بعد از فتوحات اسلام نیز میان اعراب باقی ماند.  خط کوفی در کوفه و حیره، سریانی و خط نسخ، در مکه و مدینه از خط نبطی اقتباس شده‌اند. گونه‌ای از خط نسخ برای نوشتن آثار زبان خوارزمی که یکی از زبان‌های ایرانی شرقی است به کار رفته ‌است. ایرانیان نیز در سده‌های نخستین پس از اسلام با افزودن حروف فارسی به الفبای عربی،  خط فارسی را بر مبنای نسخ، پایه گذاری کردند و سپس خط نستعلیق و خط شکسته و دیگر خطوط خوشنویسی ایرانی ابداع شد.

مورخین درباره شهری که خط از آنجا به حجاز رفته، اختلاف نظر دارند و به قول مشهور خط سریانی از شهر قدیمی انبار به حجاز آمده ‌است. برخی نیز می‌گویند مردی به نام «بشر بن عبدالملک کندی» برادر «اکیدر بن عبدالملک» فرمانروای «دومةالجندل»، آن خط را در شهر انبار آموخت و از آنجا به مکه آمده «صهباء» دختر «حرب بن امیه»، یعنی خواهر ابوسفیان (پدر معاویه) را به زنی گرفت و عده‌ای از مردم قریش نوشتن خط سریانی را از بشر بن عبدالملک آموختند. هنگامی که اسلام پدید آمد، بسیاری از قریش که در مکه بودند، خواندن و نوشتن می‌دانستند تا آنجا که پاره‌ای گمان کردند حرب بن امیه اول کسی بود که خط سریانی را به حجاز آورد.

بدین ترتیب، پس از آمدن اسلام، عرب‌های حجاز با نوشتن آشنا بودند، ولی عده کمی از آن‌ها نوشتن می‌دانستند که برخی از آنان، از بزرگان صحابه شدند.  علی بن ابیطالب،  عمر بن خطاب و طلحة بن عبیداللّه از این گروه بودند. پس از اسلام، تاریخ خط عربی را می‌توان کاملاً وابسته به کتابت قرآن دانست. در زمان خلفا و پس از آن در زمان بنی‌امیه، قرآن را به خط کوفی می‌نوشتند و مشهورترین قرآن نویس بنی‌امیه، مردی بود بنام «قطبه» که بسیار خوش‌خط بود. او خط کوفی را با چهار قلم می‌نگاشت.

در اوائل حکومت عباسیان، خطاط دیگری بنام «ضحاک بن عجلان» بود که چند قلم بر چهار خط قطبه افزود و پس از او «اسحاق بن حماد» و دیگران نیز چیزهایی اضافه کردند تا آنکه در اوایل دولت عباسی دوازده قلم خط به شرح زیر معمول بود: ۱- قلم جلیل ۲- قلم سجلات ۳- قلم دیباج ۴- قلم اسطور مار کبیر ۵- ثلاثین ۶- قلم زنبد ۷- قلم مفتح ۸- قلم حرم ۹- قلم مد مرآت ۱۰- قلم عمود ۱۱- قلم قصص ۱۲- قلم حرفاج.

در زمان مأمون نویسندگی اهمیت پیدا کرد و نویسندگان در نیکو ساختن خط به مسابقه پرداختند و چندین قلم دیگر بنام قلم مرصع،  قلم نساخ،  قلم رقاع،  قلم غبارالحلیه،  قلم ریاسی [32] پدید آمدند. در نتیجه، خط کوفی به بیست شکل درآمد.

اما خط نبطی یا نسخ، به همان شکل سابق در میان مردم و برای تحریرات غیر رسمی معمول بود تا آنکه ابن مقله (م ۳۲۸ ه. ق.) خطاط مشهور با نبوغ خود خط نسخ را به صورت نیکویی درآورد و آن را جزو خطوط رسمی دولتی قرار داد و خطی که امروز معمول است، همان خط اصلی ابن مقله می‌باشد. او اقلام ستّه (شش قلم) شامل ثلث، نسخ،  محقق،  توقیع،  رقاع و ریحان را وضع نمود. این اقلام به خطوط اصول نیز مشهورند. برخی می‌گویند، ابن مقله خط نسخ را از خط کوفی استخراج کرده است، ولی واقع آنست که خط کوفی و نبطی هر دو از اوایل اسلام معمول بوده و چنانکه گفته شد، کوفی را برای کتابت قرآن و امثال آن به کار می‌بردند و نبطی در مکاتبات رسمی استعمال می‌شد. با اصلاحاتی که ابن مقله در خط نسخ نمود، آن را برای نوشتن قرآن شایسته و مناسب ساخت.

به مرور زمان، خط نسخ نیز فروعی پیدا کرد. در قرن هفتم یاقوت مستعصمی در مورد اقلام خط، ابتکاراتی به خرج داد و مخصوصاً ثلث را به زیباترین شکل درآورد در واقع این خطوط توسط وی ظهور کرد؛ و به طور کلی دو خط نسخ و کوفی در کتابت عربی معمول گشت . این دو خط ریشه تمام خط‌های اسلامی هستند. خط محقق از کوفی استخراج شد و نزدیک‌ترین خط به کوفی است. محقق را پدر خطوط و ثلث را مادر خطوط می‌نامند. همین‌طور خطاطان بسیاری به وجود آمدند و کتاب‌ها و رساله‌هایی درباره خط و خطاطی پرداختند.

1.1.2.3.8   تولد خط فارسی:

اگرچه برخی معتقدند که خط حیری (کوفی) که بنیان خط عربی را می‌سازد، برگرفته و آموخته دبیران عربی است که در مراکز دیوانی شاهان ساسانی در شهرهای انبار و حیره مشغول به کار بوده‌اند و این اثرگذاری حتی در دوران پس از اسلام نیز به چشم می‌خورد. توسط ایرانیانی چون هرمزان سردار مشهور ایرانی، که پس از شکست و اسارت، به مدینه اعزام گردید، جزو مسلمانان سرشناس شد و حتی در زمره مشاوران عمر خلیفه دوم درآمده بود؛[33] و یا مردی بنام جفینة که از مسیحیان حیره بود و به مدینه برده شد تا در آنجا خط و کتابت به مردم بیاموزد.  با این حال به ‌نظر بسیاری، پس از اسلام، تاریخ خط فارسی امروزی همان تاریخ خط عربی است.

اما درباره تاریخ خط فارسی در «تذکره مرآت الخیال» آمده است: انواع خطوط فارسی،  ثلث،  نسخ،  ریحان،  توقیع، محقق و رقاع است و خط هفتم تعلیق، که از رقاع و توقیع پدید آمده ‌است. نویسنده پس از آن می‌آورد: «گویند که از متقدمین، خواجه تاج سلمان،  این خط‌ها را خوب می‌نوشت و خط هشتم که نستعلیق باشد میر علی تبریزی در زمان امیر تیمور صاحبقران از نسخ و تعلیق استنباط نمود».[34]

خط فارسی در حال حاضر اقلامی دارد از جمله: اجازت،  تعلیق،  توقیع،  ثلث،  جلی،  جلی دیوانی،  دیوانی،  رقاع (رقعه)،  ریحانی،  سنبلی،  سیاقت،  شجری،  نستعلیق،  شکسته،  شکسته نستعلیق و کوفی یا نسخ، خط معلی،  خط سبحان نیز توسط هنرمند تبریزی  «سبحان مهرداد محمدپور» ابداع و بنیان‌گذاری گردیده است که قابلیت‌های خوبی را برای خط فارسی ارائه داده است.

  نظرات ()
مطالب اخیر خرم‌آبادی‌ها به کمپین لِغِن‌وخَرَ بپیوندند لرشناسی نیاز امروز مردم لر ترجمه "ماهی سیاه کوچولو" بهرنگی به لُری (مینجایی) لباس‌ لرهای فیلی: در استان‌های لرستان‌، ایلام و کرمانشاه کردستان عراق و داعش ، دوست یا دشمن کشف گور 3200 ساله در فرودگاه خرم‌آباد گذری بر چگونگی انتخاب نظام و دستگاه خط لور 1 زیر بار غم برارم؛ دانلود نوحه ها و مداحی های لری حاج رضا نقاش بروجردی روایتی محلی از اسطوره‌ی جهانی میل به زندگی جاودان بازمانده‌های کهن زبان لری در متون فارسی
‪Google+‬‏ کلمات کلیدی وبلاگ لرستان (٢٩) فرهنگ (٢٠) خرم آباد (۱٩) لر (۱٧) زبان (۱٤) آیین ها (۱۱) اخبار (۱٠) سوگواری (٩) همیت قومی (٩) مشاهیر (٧) لر بلاگها (٧) ادبیات لری (٧) بازیهای لری (٥) فرهنگ و هنر (٥) تازه های کتاب (٤) طبیعت (۳) لور (۳) خط (٢) مقاله (٢) میر ملاس (۱) بنا (۱) باستان شناسی و تاریخ (۱) لرشناسی (۱) لرپژوهشی (۱)
دوستان من ...تا سپیده نگاهی به هنر و ادبیات خرم اباد @(بچه هاى خرم آباد)@ Asemane e Khorramabad Khormoa on Alexa Lur People MAP OF Khorramabad آبفا شهر خرم آباد آبفا لرستان اتابکان لر اتاق بازرگانی ‌صنایع و معادن خرم آباد احد چگينی احد چگينی ۲ اصالت بختیاری آقا زینم علی خرم آباد امور آبفا شهر خرم آباد آموزش و پرورش ناحيه يک خرم آباد انجمن علمي كشاورزي دانشگاه آزاد خرم آباد انجمن علمی کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامي واحد خرم آب آوای محیط زیست ایران اولین مجله علمی کشاورزی دانش سبز خرم آباد ايــــــــــذه ايذه - خوزستان - ايران ب مثل بختیاری باباطاهر لر باؤیــنه بچه های خرم آباد بـــــــرده شیــــر بلوط بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری) بی تو هرگز بیان ایرانی بیداری پايگاه هنرمندان لر پرشين بلاگ خرم آباد پرنیان ۷ رنگ ممسنی پژوهشکده تاریخ-فرهنگ-ادبیات قوم بختیاری پیش بینی ی هواشناسی خرم آباد پيش بينی ی هوای لرستان تاریخ قوم لر تاريخ و فرهنگ بختياری تال خرم آباد تالار گفتگوی لرستان ترنم تصویر پیل گپ ( پل بزرگ خرم آباد ) تویسرکان بهشت غرب ایران تی به رهت ایمهنم تــــیـام جنبش آزادی خواهان لور چــهـار فصــل چــویــل دنـــا حرفهایی برای گفتن خانه ی بختياری خرم آباد در ویکیپدیا خرم آباد شهر فراموش شده خرم‌آباد (لرستان) + رضا جايدری خرموه )خرم آباد ( خرومووه ۳ ( خرم آباد ۳ ) خــط لری خورشید لر دالکه ( خرم آبادی ) دانشجویان لرستانی تهران دانلودموسیقی لری در مورد زندگی بختیاری دز پارت دز شاپور خواست ( خرم آباد ) دوستداران زاگرس دیگری در من سازمان آمار و فن آوری اطلاعات شهرداری خرم آباد سامان از خرم آباد سايت رسمي شهرداري خرم آباد سايت رضا خرم آبادی سبزه سرا ستاره خرم آبادي ستاره نيکوبخت سر هرک سرزمین پنج خورشید سرود بخت يار سلام لرستان سلام لرستان شاهزاده ى بختیاری شرکت رایانه مهر مهستار شعر خرم آباد شعر لری شعر و ادبیات شعرهای ناب لری شهر لـــنــده شهر من پارسوماش شهری از تاریخ شهریاران شعر ممسنی شور زندگی شیهه ی آفاق طبیعت لرستان طلبه ی دهدشتی عکس ها و اخبار ورزش لرستان و خرم آباد علی رضا کرمی - خرم آبادی فتو بلاگ جوان خرم آبادي فراسو فردای لرستان فردای لرستان۲ قوم لر کاسيت کلوب از خرم آباد گزارش آنلاین آسمان خرم آباد گهر ( خرم آبادی لر لــــر ایــران لر دگان لر لینک لرستان بزرگ لرستان بزرگ لرستان جنوبی لرنا لری غریب ( کسری چگینی) لــــــــــــور لـــیــراوی مال کــنون محبان مهدی فاطمه محسن يه خرم آبادی مسی و مدیریت مفاخر لرستان ملایر را بهتر بشناسیم ملس خرم آباد مندیــر بهارون مهدی از خرم آباد مهدی ویس خرم آباد ی مهر سبز خرم آباد موج میتوان چندین قرن زندگی کرد؟ ن . شهبازی نقشه های هوايی خرم آباد نقشه ي گردشگري ي خرم آباد هالو زال هتلهای ازنا هتلهای اليگودرز هتلهای بروجرد هتلهای خرم آباد هتلهای دورود هُرو : لرستان لکی بختیاری کهگیلویه ممسنی هفته نامه صداي ملت ( خرم آباد ) همتبار هميشه فاصله يي هست هواشناسی ی خرم آباد وبلاگ اختصاصی طایفه ایسوند وبلاگ کوهنوردی احسان وضع فعلی هوای خرم آباد وضعیت آنلاین آب و هوای خر م آباد يك كوچه خرم آباد یکی از هزاران کمک به شناخت وگسترش فرهنگ لر(بختیاری ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب